سلام بر تو ای رازی!

وبلاگ پرسنل ، محققان و بازنشستگان موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی

درباره من
سید محمود میرافضلی
نقاشیهای دیواری موسسه رازی: باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند(آل عمران-104).این وبلاگ توسط این جانب سید محمود میرافضلی ، به منظور ایجاد محیطی مناسب برای بحث و بررسی وضعیت تحولات علم و فناوری و بالاخص موضوعات مرتبط با موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی تاسیس شده است. این وبلاگ ، به هیچ وجه سیاسی نیست و بر اساس مقررات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برپا شده است و مسئولیت مطالب کلا بر عهده اینجانب است. رعایت ادب و انصاف در بیان مطالب و نقطه نظرات یک وِیژگی ممتاز محققین و پرسنل موسسه رازی است و امیدواریم همکاران گرامی بنده این خصلت نیکوی خود را به بهترین وجه نمایش دهند.
نویسنده: سید محمود میرافضلی
تاریخ: سه‌شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٠

دو مقاله ای که در ادامه ارائه می شود هدیه ای است من باب ارادت به سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام. موضوع مقالات این وبلاگ عمدتا به حوزه واکسن سازی و مسایل رایج موسسه رازی اختصاص دارد ولی در هر حال تصمیم گرفتم دو فقره از نوشته جات قدیمی خود را که قبلا در جایی منتشر نشده بود را من باب  تیمم و تزیین این سایت و خوشبو کردن آن به نام و یاد حماسه ساز واقعه کربلا منتشر کنم. موضوع مقاله اول نگاهی است به زندگی امام حسین علیه السلام و واقعه پرشور عاشورا از دیدگاه آمار و ارقام و در این مقاله سعی کرده ام در حد امکان این واقعه را با آمار و ارقام شرح دهم. در مقاله دوم اشاره ای شده به موضوع رزم حیدری ، عملکر رزمی امام حسین ع در این روز تاریخی و تلفات بالای سپاه عمر سعد و در ضمن آن سعی کرده ام به یکی از سبهات تاریخی در این باب که برخی در آمار تلفات سپاه عمر سعد شک و تردید وارد کرده و شیعیان را به غلو متهم کرده اند در حد توان پاسخ دهم. امیدوارم که این دو مطلب مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد. در ضمن به این نکته اشاره می کنم که نقاشی های این مقاله همگی متعلق به هنرمند اهل بیت جناب علی بحرینی است.


شرح مختصر زندگانی: امام حسین (ع) دومین فرزند امام علی (ع) و حضرت زهرا(س)،برادر و وصی امام حسن  مجتبی (ع)،یکی از دو سید جوانان اهل بهشت،پدر 9 امام معصوم (ع) و  قهرمان بزرگ حادثه عظیم عاشورا است که در سال چهارم هجرت بدنیا آمد و در دامان پر مهر نبوت و امامت رشد کرد. هنگام رحلت پیامبر  6 سال و نیمه بود  و هنگام رحلت مادر 8 ساله.پس از آن نزدیک به 29 سال در محضر پدر بزرگوار خویش حضور داشت.زمان به خلافت رسیدن پدر 32 سال داشت و  در هر سه جنگی که در این دوران پیش آمد حضوری فعال داشت.

او یک عاشق سینه چاک، پیرو فداکار و یار از جان گذشته پدر بود و بقدری به پدر بزرگوارش ارادت داشت که نام هر چهار پسرش را علی گذاشت و گفت اگر صد پسر داشتم نام همه را علی می گذاشتم .او بقدری عاشق او بود که وقتی در روز عاشورا سپاه یزید به او گفتند تو را به خاطر کینه به پدرت می خواهیم بکشیم با صدای بلند گریست و با سینه ای پر اندوه و خشم از آن جاهلان لحظه ای برای حمله درنگ نکرد.

تهور جنگی حضرت بقدری بود که در جنگهای مولا در حالیکه امام حسن مجتبی(ع) نزدیک به پدر به حفاظت و نگهبانی از وجود شریفش و ارائه مشاوره مشغول بود ،به عنوان پیشقراول جنگی در خط مقدم به رزم مشغول بود. در جنگ جمل فرماندهی جناح چپ سپاه امیرالمومنین به عهده ایشان بود. در جنگ صفین اولین فتح سپاه علی علیه‌السلام به دست او رقم خورد و شریعه فرات بدست او و یارانش آزاد شد. در جریان حکمیت نیز ایشان یکی از شاهدان ماجرا از سوی پدر بود.پ

س از شهادت پدر  نزدیک به 11 سال در کنار برادر عزیزش امام حسن مجتبی (ع) زندگی کرد. در دوران امامت برادر، حسین علیه‌السلام نیز همانند سایر شیعیان، مطیع و سر سپرده کامل برادر خود به عنوان امام شیعیان بود و در اطاعت از اوامر او ذره‌ای سستی ‌نکرد،تا حدی که ادب و اطاعت او از برادرش مثال زدنی شد. امام باقر علیه‌السلام در این زمینه می‌فرماید: امام حسین علیه‌السلام به خاطر احترام و بزرگداشت مقام برادرش، امام حسن علیه‌السلام، هرگز جلوتر از او راه نرفت و در سخن گفتن از او پیشی نگرفت.امام حسین علیه‌السلام در تمامی مواضع سیاسی و مهمترین آنها در قضیه صلح امام حسن علیه‌السلام با معاویه، پشتیبان و مطیع امر امام خویش بود. در این واقعه حسین ابن علی(ع) به عنوان یکی از شخصیتهای جهان اسلام، علی‌رغم اینکه تمامی مسلمانان امام حسن را تنها گذاشتند، کاملا مدافع این صلح بود و سرسختانه از مواضع و تصمیمات برادر حمایت ‌کرد . او نیز حفظ اسلام را در مصالحه می‌دید و به احترام رای برادر ،حتی پس از شهادت او نیز تا سالها  به این پیمان وفادار ماند.

پس از جریان صلح، حسین علیه‌السلام به همراه برادر از شهر کوفه به مدینه زادگاه خود بازگشتند و در کنار مرقد رسول خدا(ص) با همکاری پسر عزیزش امام سجاد(ع) و دیگر پسران،برادران و پیروانش به وظیفه تربیت و ارشاد مردم، تبیین و تفسیر احکام الهی و اداره شبکه وسیع شیعیان در دنیای اسلام  پرداختند.با شهادت مظلومانه امام حسن در سن 48 سالگی ،ایشان به مقام امامت رسیدند و نزدیک به10سال نیز در دوران معاویه با کش و قوس های فراوان به انجام وظایف امامت اشتغال داشتند.

معاویه در سال 59 هجری شمسی بر خلاف معاهده صلح برای پسرش یزید بیعت گرفت . او در نیمه رجب سال 60 از دنیا رفت و با فاصله ای اندک پیکى از طرف یزید وارد مدینه شد که حامل نامه‏اى براى فرماندار مدینه (ولید) بود.در این نامه از او خواسته شده بود از چند نفر براى خلافت یزید بیعت بگیرد که یکى از آنها فرزند رسولخدا سید جوانان بهشت حسین بن على (ع) بود.سه روز مانده به آخر رجب، ولید از امام(ع) طلب بیعت مى‏کند، امام(ع) بیعت نمى‏کنند و مى‏فرمایند با مسند نشینی خلیفه ای مثل یزید دیگر باید فاتحه اسلام را خواند و روز بعد مدینه را به قصد مکه ترک مى‏نمایند. آن حضرت به همراه خانواده‏اش در سوم شعبان وارد مکه مى‏شوند و در مکه به صورت مخفی مردم را دعوت به مبارزه با یزید مى‏نمایند. دهم ماه رمضان نامه کوفیان به امام(ع) رسید که ما بر علیه بنى‏امیه، مصمم بر مبارزه‏ایم و نیاز به رهبر داریم، به کوفه قدم رنجه نما که فرماندار یزید را بیرون مى‏نماییم و به رهبرى تو گردن مى‏نهیم. امام(ع)، مسلم بن عقیل را در نیمه رمضان راهى کوفه مى‏نمایند، او پنجم شوال به کوفه مى‏رسد . امام خود در هشتم ذى الحجه، روزى که مردم براى حج محرم مى‏شوند تا روز نهم را در عرفات باشند و اعمال حج را بجاى آرند،از ترس ترور به وسیله عوامل مخفی یزید که اخیرا وارد مکه شده بودند راهى کوفه مى‏شوند. مدت اقامت امام در مکه 125 روز بوده است.در بین راه خبر شهادت مسلم و بى‏وفایى مردم کوفه به امام(ع) مى‏رسد.قبل از اینکه به کوفه برسند با سپاه 1000 نفرى حر بن یزید ریاحى مواجه مى‏شوندو پس از مذاکراتی مختصر توافق مى‏شود که کاروان حسینى به راهى برود که نه راه مدینه باشد نه راه کوفه و لذا ابا عبدالله الحسین(ع) روز دوم محرم به کربلا می رسد.

در روز سوم محرم عمر سعد با چهار هزار نفر در کربلا اردو زد، بعد از این هر روز بر تعداد لشکر  دشمن افزوده مى‏شد. روز هفتم محرم آب را بر حسین (ع) و اهل بیت او بستند، روز نهم شمر با چهار هزار نفر و نامه‏اى از عبید الله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر سعد گفته بود، کار حسین (ع) را یکسره کند و با او بجنگد و اگر این کار را نمى‏تواند انجام دهد، فرماندهى را به شمر واگذار کند. روز دهم امام با 32 سواره نظام و 40 پیاده و دشمن با 30000 نفر، در مقابل هم قرار گرفتند، جنگ با پرتاب یک تیر از طرف عمر ابن سعد و با این جمله او  :یا خیول ا... ارکبی و بالجنه ابشری یعنی :ای سربازان خدا سوار بر اسب شوید و به بهشت بشارت داده شوید!!!! آغاز گشت و با شهادت امام حسین (ع) و یارانش و اسارت خاندان مکرمه امام (ع)به پایان رسید.

واقعه عاشورا از دیدگاه آمار و ارقام:آیت الله خوانساری در کتاب کربلا در یک نگاه  تعداد شهدا را در روز عاشورا و  کل حوادث مرتبط با این واقعه139 نفر ذکر می کند .استاد جواد محدثی در کتاب کتاب فرهنگ عاشورا  می  نویسد: شهداى کربلا از اولاد ابیطالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده 13 نفرند. سه نفر هم‏ کودک از بنى هاشم شهید شدند،

جمع شهدا از خاندان ابی طالب:33 نفر. این افراد به این صورت‌‏اند: امام حسین(ع)1 نفر، اولاد امام حسین 3 نفر، اولاد على(ع) 9 نفر، اولاد امام حسن(ع) 4 نفر، اولاد عقیل ‏12 نفر، اولاد جعفر 4 نفر. غیر از امام حسین(ع) و بنى‌هاشم،  شهدایى که نامشان در زیارت ناحیه مقدسه و برخى منابع دیگر آمده است 82 نفرند. غیر از آنان، نام 29 نفر دیگر در منابع متأخرتر آمده‏ است.

جمع شهداى کوفه از یاران امام 138 نفر. تعداد 14 نفر از جمع این جناح حسینى، غلام بوده‏اند.

شهدایى که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به کوفه بردند 78 نفر بودند. تقسیم سرها به این صورت بود: قیس بن اشعث، رئیس بنى کنده 13 سر، شمر رئیس‏ هوازن 12 سر، قبیله بنى تمیم 17 سر، قبیله بنى اسد 16 سر، قبیله مذحج 6 سر، افرادمتفرقه از قبایل دیگر 13 سر.

پس از شهادت حسین(ع) 33 زخم نیزه و 34 ضربه شمشیر، غیر از زخمهاى تیر بر بدن آن حضرت بود. این ماهى فتاده به دریاى خون که هست، زخم از ستاره بر تنش افزون، حسین توست.

شرکت‌کنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسین 10 نفر بودند.

 تعداد سپاه کوفه 33 هزار نفر بودند که به جنگ امام حسین آمدند. آن‌چه در نوبت ‏اول آمد تعداد 22 هزار بودند به این صورت: عمر سعد با 6000، سنان با 4000، عروة بن‏قیس با 4000، شمر با 4000، شبث بن ربعى با 4000. آن‌چه بعدا اضافه شدند: یزید بن‏رکاب کلبى با 2000، حصین بن نمیر با 4000، مازنى با 3000، نصر مازنى با 2000 نفر. سید‌الشهدا(ع) روز عاشورا براى 10 نفر مرثیه خواند و در شهادتشان سخنانى فرمود و آنان‌را دعا یا دشمنان آنان را نفرین کرد.اینان عبارتند از : على‌اکبر، عباس، قاسم، عبد‌الله بن حسن، عبد‌الله طفل شیرخوار،مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، حر بن یزید ریاحى، زهیر بن قین و جون و در شهادت دو نفر بر آنان درود و رحمت فرستاد: مسلم و هانى.

امام حسین(ع ) بر بالین 7 نفر از شهدا پیاده رفت : مسلم بن عوسجه، حر، واضح‏رومى، جون، عباس، على اکبر، قاسم.

سر سه شهید را روز عاشورا به جانب امام حسین‏«ع‏» انداختند : عبد الله بن عمیرکلبى، عمرو بن جناده، عابس بن ابى شبیب شاکرى.

سه نفر را روز عاشورا قطعه قطعه کردند:على اکبر، عباس، عبد الرحمن بن عمیر.

مادر 9 نفر از شهداى کربلا در روز عاشورا حضور داشتند و شاهد شهادت فرزند خود بودند: عبد الله بن حسین (حضرت علی‌اصغر(ع) که مادرش رباب بود، عون بن عبد‌الله جعفر مادرش زینب، قاسم بن حسن مادرش رمله، عبدالله بن حسن مادرش بنت ‏شلیل جیلیه، عبد‌الله بن مسلم ‏مادرش رقیه دختر على(ع)، محمد بن ابى‌سعید بن عقیل، عمرو بن جناده، عبد‌الله بن وهب‏ کلبى مادرش ام وهب، على اکبر(بنا به نقلى مادرش لیلى که ثابت نیست)

5 کودک نابالغ در کربلا شهید شدند: عبد‌الله رضیع شیرخوار امام حسین(حضرت علی‌اصغر)، عبد‌الله بن‏ حسن، محمد بن ابى‌سعید بن عقیل، قاسم بن حسن، عمرو بن جناده انصارى.

5 نفر از شهداى کربلا، از اصحاب رسول خدا بودند: انس بن حرث کاهلى، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، هانى بن عروه، عبد الله بن بقطر عمیرى.

در رکاب سید‌الشهدا(ع)، تعداد 15 غلام شهید  شدند: نصر و سعد از غلامان‏على(ع)، منحج غلام امام مجتبى(ع)، اسلم و قارب غلامان امام حسین‏(ع)، حرث ‏غلام حمزه، جون غلام ابوذر، رافع غلام مسلم ازدى، سعد غلام عمر صیداوى، سالم غلام ‏بنى المدینه، سالم غلام عبدى، شوذب غلام شاکر، شیب غلام  حرث جابرى، واضح غلام‏حرث سلمانى. این 14 نفر در کربلا شهید شدند. سلمان غلام امام حسین‏(ع) که آن ‏حضرت او را به بصره فرستاد و آن‌جا شهید شد.

2 نفر از یاران امام حسین(ع) روز عاشورا اسیر و شهید شدند: سوار بن منعم و موقع بن ثمامه صیداوى. 4 نفر از یاران امام در کربلا پس از شهادت آن حضرت به شهادت رسیدند: سعد بن‏حرث و برادرش ابو‌الحتوف، سوید بن ابى‌مطاع (که مجروح بود و محمد بن ابى‌سعید بن ‏عقیل. 7 نفر در حضور پدرشان شهید شدند : على‌اکبر، عبد‌الله بن حسین، عمرو بن جناده، عبد‌الله بن یزید، عبید‌الله بن یزید، مجمع بن عائذ، عبد‌الرحمن بن مسعود.

5 نفر از زنان از خیام حسینى به طرف دشمن بیرون آمده و حمله یا اعتراض کردند: کنیز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد‌الله کلبى، مادر عبد‌الله کلبى، زینب کبرى، مادر عمرو بن جناده. زنى که در کربلا شهید شد مادر وهب(همسر عبد‌الله بن عمیر کلبى) بود.

13 زنی که در کربلا بودند: زینب(س)، ام کلثوم(س)، فاطمه، صفیه، رقیه، ام‌هانى (این 6 نفر ازاولاد امیر المؤمنین(ع) بودند) فاطمه و سکینه (دختران سید‌‌الشهدا(ع)، رباب همسر امام حسین(ع)، عاتکه مادر محسن بن حسن ،رمله مادر  قاسم بن حسن ، مادر عبدالله بن حسن بنت ‏شلیل جیلیه (هر سه از همسران امام حسن(ع) )  ، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه کنیز  امام حسین،  مادر عبد‌الله ابن کلبی، کنیز مسلم بن عوسجه ،ام وهب زن عبد‌الله کلبى، مادر عمرو بن جناده

دیگر موارد:مدت قیام امام حسین(ع) از روز امتناع از بیعت با یزید، تا روز عاشورا 175 روزطول کشید: 12 روز در مدینه، 4 ماه و 10 روز در مکه، 23 روز در راه مکه تا کربلا و 8 روز در کربلا (2 تا 10 محرم)(اختلاف در برخی تاریخها به خاطر متنوع بودن منابع مورد استفاده است.)

امام در موقع شهادت 57 سال داشتند. حضرت ابوالفضل که 34 سال داشت و 23 سال از برادرش امام حسین کوچکتر بود، در کنار علقمه، با لب تشنه به شهادت رسید. بعد از شهادت امام حسین (ع) دشمن 70 سر جدا کرد و بر بالاى نیزها گذاشت در این بین فقط سر على اصغر و حر جدا نشد. ده نفر بر بدن امام و اصحاب اسب تاختند و این ابدان مطهر زیر سم اسبان پاره پاره شد . خیمه‏ها غارت و در نهایت آتش زده شد، ساربان شترهاى کاروان حسینى به نام بجدل بن سلیم براى تصاحب انگشتر امام، انگشت مبارک امام را برید ، دشمن، اجساد  مطهرشهداى
کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد بعد از سه روز توسط قوم بنى‏اسد دفن شدند.(علیهم السلام)

دوران اسارت و بقیه ماجرا:

عصر روز یازدهم، سپاه عمر سعد با  شعار خیمه های ستمگران را آتش زنید!!! به خیام امام حسین حمله،آنرا غارت نموده و سپس آتش زدند .ده نفر به سرکردگی شمر بدن امام را زیر سم اسبان پایمال کردند و سر امام حسین را شبانگاه برای عبید الله فرستادند.نزدیک ظهر روز یازدهم سپاه او پس از دفن کشته های خود ،  اسراى کربلا مرکب از دوازده پسر بچه و تعدادی زن  به سرپرستی حضرت زینب (س) را بر مرکبهاى با پالان چوبین و بى‏پارچه، سوار کردند و آنها را از کنار قتلگاه عبور دادند. شب دوازدهم، آنها را  12 فرسخ راه بردند تا در روز دوازدهم در کوفه باشند. در کوفه حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) با سخنرانیهاى خود در بین مردم و در روز سیزدهم محرم در مجلس عبیدالله بن زیاد، غوغایى بر پا نمودند.اندکى بعد، اسراء را به سمت شام حرکت دادند.یکهزار سوار به ریاست شمر ،سرها را پس از طی بیست منزل در دوم صفر به شام رساندند. حد فاصل بین کوفه تا شام مستقیماً 175 فرسنگ (1050 کیلومتر) است.این منازل عبارت بودند از :منزل اول (نامش مشخص نیست)،تکریت،مشهد النقطه،وادی النخله،موصل،نصیبیین،عین الورده،رقه،جوسق،دعوات،حلب،قنسرین،معره النعمان،شیزر،کفر طالب،سیبور،حمات،حمص،بعلبک،دمشق.در طول راه حوادث شگفت انگیز و اتفاقات زیادی رخ داد و در برخی منازل کاروان با استقبال مردم و در برخی نقاط با درگیریهای شدید بین مردم و کاروان حمل اسرا همراه بود. امام محمد باقر علیه‏السلام فرموده است: از پدرم على بن الحسین علیه‏السلام پرسیدم که چگونه او را از کوفه به شام حرکت دادند ؟! فرمود:  مرا بر شترى که عریان بود و جهاز نداشت سوار کردند و سر مقدس پدرم حسین علیه‏السلام را بر نیزه‏اى نصب کرده بودند و زنان ما را پشت سر من بر قاطرهائى که زیر اندازى نداشت سوار کردند، و اطراف و پشت سرما را گروهى با نیزه احاطه کرده بودند، و چون یکى از ما مى‏گریست با نیزه به سر او مى‏زدند! تا آنکه وارد دمشق شدیم.در جای دیگر حضرت فرمود: ما دوازده نفر بودیم که به یک زنجیر بسته شده بودیم، یک سر آن به بازوى من و سر دیگر به بازوى عمه‏ام زینب....شمر بر خلاف درخواست ام کلثوم (ع) کاروان اسرا را از دروازه ساعات که براى ورود کاروان تزیین شده بود و مردم زیادى در آنجا اجتماع کرده بودند  وارد شهر دمشق نمود و اهل بیت عصمت علیهم السلام و سرهاى مقدس را در این دروازه نگاه داشت تا در معرض تماشاى مردم قرار گیرند، سپس آنان را در نزدیکى درب مسجد جامع دمشق، در جایگاهى که اسیران را نگاه مى‏دارند، نگاه داشت.در شام ، امام سجاد(ع)  و حضرت زینب(ع)  به مناسبتهاى مختلف به رسالت تبلیغى خود عمل نموده و دستگاه ظالم یزید را رسوا نمودند تا جائى که یزید قتل امام حسین (ع) را یک تصمیم شخصی عبیدالله دانست  و با اعلام پشیمانی از این کار پس از عودت غنایم و سرهای مقدس شهدا دستور داد با  احترام کامل اسراء را به  مدینه باز گردانند.در خصوص مسیر بازگشت اسرا اطلاعات دقیقی در دسترس نیست ولی می تون حدس زد که این کاروان از مسیر معمولی بازگشته و در شهرهای مختلف با اطلاع رسانی در خصوص قیام امام حسین (ع) ظلم یزید را یاد آوری کرده اند.البته بطور قطع از شهر کوفه عبور ننموده اند زیرا هیچ روایت تاریخی این موضوع را تایید نمی کند.این کاروان پس از قریب به یک ماه در روز جمعه به مدینه رسید.قبل از رسیدن کاروان ،امام سجاد (ع) فردی به نام بشیر را مامور می کند که با ورود به شهر مکه و خواندن اشعاری مردم را از ورود اسرا مطلع کند.او با حالت کاملا هیجان آور به مدینه وارد و در  نماز جمعه شهر ،اشعاری منقلب کننده را قرائت و شهر را یکپارچه بخروش در آورد.اسرا در جوی پر از گریه،ناله،غم و اندوه وارد شهر شده و روزها و ماههای بعد در این شهر فضایی غم انگیز حاکم می گردد .التهاب ناشی از غم شهادت امام(ع) موجب موجی سهمگین و قطع نشدنی از قیامهای گروههای مختلف در شهرهای گوناگون می گردد که نهایتا پس از شصت سال موجب نابودی خاندان بنی امیه و بنی مروان و استقرار حکومت بنی عباس می گردد.


برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ