سلام بر تو ای رازی!

وبلاگ پرسنل ، محققان و بازنشستگان موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی

درباره من
سید محمود میرافضلی
نقاشیهای دیواری موسسه رازی: باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند(آل عمران-104).این وبلاگ توسط این جانب سید محمود میرافضلی ، به منظور ایجاد محیطی مناسب برای بحث و بررسی وضعیت تحولات علم و فناوری و بالاخص موضوعات مرتبط با موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی تاسیس شده است. این وبلاگ ، به هیچ وجه سیاسی نیست و بر اساس مقررات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برپا شده است و مسئولیت مطالب کلا بر عهده اینجانب است. رعایت ادب و انصاف در بیان مطالب و نقطه نظرات یک وِیژگی ممتاز محققین و پرسنل موسسه رازی است و امیدواریم همکاران گرامی بنده این خصلت نیکوی خود را به بهترین وجه نمایش دهند.
نویسنده: سید محمود میرافضلی
تاریخ: شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠

در قسمت اول این مطلب به برخی سنتهای فراموش شده پیامبر(ص)  که در گذشته زیر دست و پای دیوان سالاران موسسه رازی لگد کوب شده است اشاره کردم و امروز می خواهم تمامی سخن خود را اختصاص دهم به بخشی از نامه امام علی(ع) به مالک اشتر( این بخشها با رنگ سبز نشان داده شده اند). گویی او در همین زمان بر فرازی بلند ایستاده و با بانگ جلی تمامی رجال سیاسی و اداری کشور شیعه ایران را مخاطب قرار می دهد که ای فرمانداران، ای والیان امور مسلمین، ای مدیران کشور شیعه ایران !!!گوش کنید. من علی هستم که سنگ مرا بر سینه می زنید. به سخنان من گوش کنید.... وصیتهای من بر مقام محترم حکومت بس گران می آید ولی چه باید کرد! اجرای اوامر پروردگار و ایفای تکالیف انسانیت، مشکل است.

 افسوس که ما گوش داریم ولی نمی شنویم و قلب داریم ولی تعقل نمی کنیم.


محبت و عشق ورزی با پرسنل: شرط اول رابطه مطلوب یک مدیر اسلامی با کارمندان خود، عشق و علاقه و محبت قلبی او به کارمندان خود است. عشق و محبت مستقیما سبب احترام قلبی و عملی می شود. در اسفند سال 1389 نزدیک به بیست نفر از مدیران و کارشناسان همتراز موسسه رازی نزدیک به یک ساعت و نیم در جلوی دفتر آقای دکتر دلیمی تجمع کردند تا با او در باره حقوق از دست رفته خویش سخن بگویند.  ما در آن روز به عینه و به طور تمام قد اعتقاد و احترام قلبی آقای دکتر دلیمی به کارمندان و کارشناسان و مدیران میانی خود را دیدیم. دریغ از یک پوزش کوتاه یا سخنی محبت آمیز.

 ... ای مالک! مهربان باش و رعیت را با چشمی پرعاطفه و سینه ای لبریز از محبت بنگر .زنهار! نکند ای چوپان که در جامه شبانی، گرگی خونخوار باشی و در لابلای پنجه های لطیف ، چنگالهای دلخراش و جانفرسا پنهان داری!
الا ای فرمانفرما! فرمانبران تو از دو صنف بیرون نیستند، یا مسلمانند که با تو یک کیش و یک دین دارند، و یا پیرو مذاهب بیگانه که با تو همنوع و هم جنسند.ای بشر، آنها هم بشرند.

اما دل شکستگان تهیدست و مستمندان تیره بخت، همانهائی که پسر ابوطالب پیوسته به یاد ایشان است و همواره تیمار آنان می برد و غم آنان می خورد، آنها مرغان بی بال و پری هستند که در عین ناتوانی، شراره آه را می توانند تا دامن سرادق الوهیت شعله ور سازند.

آنها شب زنده داران پارسا و سحرخیزان پرهیزگارند، که در محضر مردم ضعیفند ولی در پیشگاه خدا، مقامی محترم و بزرگ دارند.آنها را خداوند به دست تو سپرده... ای فرماندار

 من مامورم و معذور: همه پرسنل رازی باید خود را مسئول خطاهای رخ داده در سالیان قبل ببیند و هیچکس نباید خود را مامور انجام کورکورانه دستورات مافوق و معذور در مقابل خطاها و اتفاقات تلخ این سالها ببیند. همه ما در یک کشتی به سمت مقصدی روان هستیم. هر خطایی همچون تبری است بر کف این کشتی که اگر دست تبر زند را قطع نکنیم او ما را در دریا غرق می کند. باید همگان در سرنوشت سازمان خود را مسئول و مامور ببینند و نسبت به خطاها هشیار و در صحنه باشند....

  ای مالک! تو بر مصر حکومت می کنی و امیرالمؤمنین بر تو ، ولی پروردگار بی همتا بر همه ما. هرگز مگو که من مامورم و معذور...

 توقع اطاعت کورکورانه: توقع اطاعت کورکورانه یعنی سبکی از مدیریت که به آن سبک مدیریت دیکتاتوری و توتالیتر می گوییم. این سبک به طور کامل در دوران دکتر دلیمی در رازی اجرا شد و نتیجه آن را همگان دیدند. مدیران رازی باید توقع اطاعت کورکورانه کارمندان رازی را از خود دور کنند. در موسسه رازی سبک مدیریت دیکتاتوری جواب نمی دهد و نمی توان آن را با این سبک اداره کرد. موسسه رازی یک موسسه تحقیق و توسعه است و نه یک پادگان که همه گوش به فرمان عده ای دیکتاتور صفت باشند. تمامی نظامهای اداری جهان حتی آنها که به دست نظامیان تاسیس شده است نیز از دیر باز بیش از آنکه محیطی نظامی و پادگانی باشد، محلی بوده برای شور و مشورت و نظر خواهی با بزرگ و کوچک چه برسد به رازی که از ابتدای امر یک موسسه تحقیقاتی و تولیدی بوده و در آن نخبگان کشور در پی حل معضلات اساسی کشور بوده اند. امام راحل(ر) در وصیت نامه سیاسی الهی خود نظامیان را از ورود به سیاست منع کرده بودند چه برسد به موسسات تحقیق و توسعه که در تمامی کتب مدیریت جهان ذکر شده که نباید در آن از سبک مدیریت دیکتاتوری استفاده کرد. حتی موسسات تحقیقات نظامی بزرگ جهان را نیز بیشتر فیلسوفان و اندیشمندان اداره می کنند تا نظامیان.کارمندی که بی توجه به عواقب کارهایی که انجام می دهد فقط به فکر انجام وظایف خود است و مدیری که فقط از کارمندان خود اطاعت کورکورانه می خواهد باید بدانند که از اوامر مولایشان سرپیچی کرده اند.

ای مالک!.... هرگز طمع مدار که تو را کورکورانه اطاعت کنند.

  فراموش کردن مرگ:برخی وقتی بر مسندی می نشیند فراموش می کنند که بانک رحیل و کوچ این کاروان برای انها هم روزی به صدا در خواهد آمد. آنها خود را مسند نشین جاویدان صندلی های صدارت می بینند و هرگز نمی دانند و نمی خواهند بپذیرند که روزی باید از این مسند خداحافظی کنند. مدیران فعلی رازی باید مراسم تودیع مدیران قبلی رازی و اشک های ریزان ، بغضهای فرومانده در گلو آنها که با نفسهای عمیق و صدای زفیر و شهیق های پی در پی همراه است را بارها و بارها ببینند و عبرت بگیرند. روز ی نوبت همه ما فرا می رسد و خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...  

... تو اکنون بر تخت فراعنه خواهی نشست، و کشور مصر را به زیر فرمان خواهی آورد، و سپاه بیکران اسلام را در صحرای وسیع آفریقا سان خواهی دید. نکند این ابهت و حشمت تو را فراموشی آورد. یعنی فراموش کنی که تو مالکی و پدرت حارث نام داشته است، او بدرود جهان گفته و تو نیز امروز و فردا بدرود جهان خواهی گفت، و به کاروان مرموز ارواح متصل خواهی شد. 

 توجه به شکایات مردم: در دورانهای گذشته بارها و بارها شکایات کارکنان رازی در مسیر پر پیچ و خم این اداره گم شده و برخی آقایان اصلا بررسی و رفع نیازهای و شکایات ارباب رجوع را وظیفه خود نمی دانستند بدین ترتیب اربابان در جایگاه افراد سرگردان قرار گرفتند و برخی مدعیان خدمتگزاری در جایگاه اربابان. تغییر جایگاه اربابان و  برخی مستخدمان شیفته خدمت!!! در این سالها یکی از مشکلات و معضلات رازی بوده است:

...  در بین کارمندان حکومت مصر، گروهی را که بر امانت و دیانتشان خاطر استوارداری برگزین، و آن گروه را به ویژه جهت رسیدگی به عرایض مستمندان برگمار! و با این وصف ، خود در کوی و برزن به جستجوی ارباب حاجت برخیز! و مخصوصا پریشانان را که در هر محیط از همه مظلومتر و از همه خاموشترند هنگام تشکیل دادگاه بر همه مقدم دار!

الا ای پسر حارث!حکومتهای کسری و قیصر از مردم روی همی پوشانیدند، و از مجامع عمومی و غمکده های مستمندان گریزان همی بودند.اما تو ای حاکم مسلمانان ، نباید از ملت خود محجوب و پنهان باشی.


برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ