سلام بر تو ای رازی!

وبلاگ پرسنل ، محققان و بازنشستگان موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی

درباره من
سید محمود میرافضلی
نقاشیهای دیواری موسسه رازی: باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند(آل عمران-104).این وبلاگ توسط این جانب سید محمود میرافضلی ، به منظور ایجاد محیطی مناسب برای بحث و بررسی وضعیت تحولات علم و فناوری و بالاخص موضوعات مرتبط با موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی تاسیس شده است. این وبلاگ ، به هیچ وجه سیاسی نیست و بر اساس مقررات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برپا شده است و مسئولیت مطالب کلا بر عهده اینجانب است. رعایت ادب و انصاف در بیان مطالب و نقطه نظرات یک وِیژگی ممتاز محققین و پرسنل موسسه رازی است و امیدواریم همکاران گرامی بنده این خصلت نیکوی خود را به بهترین وجه نمایش دهند.
نویسنده: سید محمود میرافضلی
تاریخ: جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠

سکوت بسیاری از افراد در موسسه رازی و تلاش آنها برای دور ماندن از هیاهوی تحولات رازی یک نشانه بسیار مهم و شوم بیماری سکوت سازمانی(Organizational Silence) باشد. برخی دوستان به قدری محتاطند که از ترس ردیابی و شناسایی شدن حتی حاضر به مطالعه مطالب این وبلاگ نیستند!! در کنار آن باید به گروهی از مدیران میانی و ارشد موسسه نیز باید اشاره کرد که از اینکه نامشان به عنوان فرد مصاحبه شونده در این مقالات ذکر شود بیم دارند. واقع چرا در موسسه رازی تا این حد ترس و وحشت وجود دارد؟ آیا چیزی ترسناکتر از اینکه روزی در محضر خدا خواهیم ایستاد و باید پاسخگوی حرکات و سکنات و افکار خود باشیم وجود دارد؟ ایا نباید بترسیم که در صورت انزوا و چشم بستن بر واقعیات روزی موسسه رازی تعطیل و همه ما بیکار شویم و یا اینکه آواره سازمانهای دیگر شویم و یا اینکه دست آخر همواره دچار این عذاب وجدان باشیم که در زمان ما  و به علت کوتاهی یا سکوت ما موسسه رازی تعطیل شد؟ در این مقاله سعی می کنم در باره این پدیده خطرناک کمی توضیح دهم.

سکوت سازمانی پدیده ای است که در آن کارکنان سازمان به علل مختلف از اظهار نظر در مورد مسایل سازمان خودداری کرده وسکوت اختیار می کنند.

تقیه یا سکوت یک علامت بسیار مهم بیماری، استرس، پیری، افسردگی و یا ترس در سازمان به شمار می رود و مدیران باید در اولین فرصت  عامل آن را ردیابی و برطرف نمایند. بی توجهی به این موضوع می تواند سبب اتفاقات وخیم تر و حتی مرگ سازمان شود.


مهمترین علل سکوت سازمانی عبارتند:

1- ترس از عواقب اظهارنظرها مشتمل بر تنبیهات،مرگ،بی نصیب بودن از امتیازات،برکناری از سمت و پست سازمانی و...،

2-ترس از بی توجهی مدیر ارشد و بلا استفاده ماندن نظریات و ایده ها.در بدترین حالت مدیران ممکن است حتی نظریات ارائه شده را نخوانند و در بهترین حالت ممکن است مدیر ارشد این نظریات را بخواند ولی با دلایل ناکافی یا مصلحتهای غیر قابل توجیه اقدام به رد ایده ارائه شده بنماید،

3-بدون پاداش گذاشتن ایده ها:وقتی که سازمان برای ایده های ارائه شده که مورد استفاده هم قرار گرفته و اثر بخش بوده اند پاداشی پرداخت نمی کند،

همانگونه که می بینید احساس ترس و ناامنی مهمترین علت سکوت در سازمان تلقی می گردد.شکل بسیار بدتر سکوت سازمانی وقتی است که کارکنان سازمان به ظاهر فعال و پر سر و صدا هستند ولی آنها از اظهارنظرهای واقعی و اقدامات مناسب و کارشناسی شده خودداری می کنند و در برخوردها چیزی را می گویند یا کاری را انجام می دهند که مدیر ارشد سازمان می خواهد .در این حالت بسیاری از رفتارها و گفتارهای کارکنان غیر واقعی و فریبنده بوده و موج چاپلوسی سازمان را در بر می گیرد و هر کس سعی می کند به نحوی در تملق مدیر ارشد سازمان از عبارات پر زرق و برق تر و جذابتر استفاده کند در حالی که اکثریت مردم شنونده و تمامی  تملق گویان به خوبی می دانند که واقعیت اینگونه نیست و فرد مورد ستایش به هیچ وجه لایق این ستایشات نیست.در این میان فقط مدیر ارشد بدبخت است که واقعا فکر می کند او تا این حد بزرگ و لایق ستایش بوده و رشد فهم و شعور مردم در دوران ریاست او سبب گردیده که او را دوباره کشف نموده و مقامش را درک نمایند!!!در این دوران این مدیران بدبخت با القابی ستایش می شوند که تاکنون سابقه نداشته و حتی او نیز این را باور کرده و در نامه ها و سخنرانیهایش آنها را تکرار کرده و فیلسوفان و عالمان تملق گو نیز شروع به تئوریزیه کردن و تحلیل تاریخی آن صفات می نمایند.این حالت به مراتب از سکوت سازمانی که در آن افراد به دلیل ترس از اظهار نظر خودداری کرده و در تیررس دید و نظرخواهی مدیر ارشد قرار نمی گیرند بدتر است.باور کنید.

متخصصان علم مدیریت از پدیده سکوت سازمانی با عباراتی چون خطرناک(Dangerous)یا مضر(Harmful) نام می برند و در این شرایط باید پدیده تملق گویی در سازمان که حالتی بسیار بدتر از سکوت سازمانی است را یک فاجعه(Catastrophe) نامید.

Ryan and Ostrich در سال 1991 گفتند اصطلاح  سکوت سازمانی در باره موضوعاتی به کار برده می شود که  به نظر کارکنان سازمان غیر قابل بحث(Undiscussables)  هستند.این موضوعات عبارتند از مواردی همچون عملکرد مدیر ارشد،عملکرد همکاران،اخبار بد،دعواها و مشکلات پرسنلی.به عبارت دیگر پرسنل سازمانهای ساکت معمولا بحث در چنین مواردی را بی ثمر دانسته و ساکت می مانند.

تقیه یا سکوت،یک علامت بسیار هشدار دهنده:این را با حروف درشت می نویسم که تقیه یا سکوت یک علامت بسیار مهم بیماری،استرس،پیری،افسردگی. یا ترس در سازمان به شمار می رود و مدیران باید در اولین فرصت  عامل آن را ردیابی و برطرف نمایند. بی توجهی به این موضوع می تواند سبب اتفاقات وخیم تر و حتی مرگ سازمان شود.


برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ