سلام بر تو ای رازی!

وبلاگ پرسنل ، محققان و بازنشستگان موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی

درباره من
سید محمود میرافضلی
نقاشیهای دیواری موسسه رازی: باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند(آل عمران-104).این وبلاگ توسط این جانب سید محمود میرافضلی ، به منظور ایجاد محیطی مناسب برای بحث و بررسی وضعیت تحولات علم و فناوری و بالاخص موضوعات مرتبط با موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی تاسیس شده است. این وبلاگ ، به هیچ وجه سیاسی نیست و بر اساس مقررات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برپا شده است و مسئولیت مطالب کلا بر عهده اینجانب است. رعایت ادب و انصاف در بیان مطالب و نقطه نظرات یک وِیژگی ممتاز محققین و پرسنل موسسه رازی است و امیدواریم همکاران گرامی بنده این خصلت نیکوی خود را به بهترین وجه نمایش دهند.
نویسنده: سید محمود میرافضلی
تاریخ: جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠

سازمانها نیز همانند موجودات زنده دچار بیماریهای مختلفی می شوند. بخشی از این بیماریها ،بیماریهای روانپزشکی هستند . این بیماریها عمدتا از مغز سازمان یعنی سیستم مدیریت ارشد سازمان آغاز می شود ولی به هر حال آثار و نشانه های آن می تواند در تمامی لایه های سازمان نیز دیده شود. یکی از این بیماریها، بیماری دگر هراسی یا پارانویاست . افرادی که دچار این بیماری هستند تحت عنوان افراد پارانوئید شناخته می شوند.

تعریف: پارانویا، در تعریف عام آن، حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق العاده و خارج از اندازه‌ای که به سلامت جانی و مالی خود می‌دهد، خود را شکنجه می‌دهد. این گونه از افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی یا ماورا طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده شان را تهدید می‌کنند و همه، در فکر توطئه چینی بر ضد آنها هستند.


بسیاری از حکام مستبد، به پارانویا مبتلا بوده‌اند. برای مثال استالین نمونه بارزی از اشخاص پارانویید بوده‌است. البته باید به این موضوع توجه کرد که استالین از سوی دشمنان زیادی تهدید می شده است و بخشی از ترس او درست و منطقی بوده است. حال این سوال مطرح می شود که آیا داشتن دشمنان زیاد برای ابتلا به پارانویا کافی نیست؟ ؟ این مبحث، موجب بروز مباحث فلسفی فراوانی شده‌است که به این لطیفه نیز منجر شده‌است: ... اینکه تو پارانویا داری دلیل نمی‌شود که کسی آن بیرون نخواهد تو را بکشد!!!

زیگموند فروید (۱۹۳۹- ۱۸۵۶( پدر علم روانکاوی، اختلال پارانویا (Paranoia) را خاص روشنفکران می‌داند و می‌گوید: «بیماران پارانویا عموماً در افرادی که  مجرد و از زمره روشنفکران اند، از شک و بدگمانی خود رنج می‌برند، از دشمنان خیالی وحشت دارند و برای مبارزه با آنان، تلاش کرده و وسایل بکر و بدیعی ابداع می‌کنند دیده می شود.

تشخیص مشکل
ــــــــــــــــــــــــــ
3 نوع پارانویا وجود دارد: اختلال هویتی، اختلال در افکار و تخیلات و شیزوفرنی. در اینجا علائم این 3 نوع بیماری برای شما ذکر شده و می توانید با اتکا به این نشانه ها تشخیص دهید که آیا خودتان و یا کسیکه دوستش می دارید از این بیماری رنج می برد و یا خیر:

اختلال هویتی
زمانی بروز می کند که شخص بدون وجود هیچ گونه دلیلی نسبت به زندگی اجتماعی، شغلی و خانوادگی خود سوء ظن پیدا می کند. باید مراقب این علائم باشید:

 بدگمانی
چنین افرادی همیشه در حالت تدافعی به سر می برند و جهان برای آنها به منزله محیط خطرناکی است.آنها فقط شک و تردیدهای خاص خودشان را قبول دارند و به هیچ وجه با دلیل و منطق نمی توان آنها را راضی نمود و همیشه با عقل و منطق در ستیز هستند. این تئوری به نام "توطئه چینی" کلاسیک شناخته می شود.

زمانی که شخص به یک موفعیت تازه مثل شغل جدید رابطه ای جدید و .. وارد می شود در یک لاک دفاعی به سر می برد. این حالت تا زمانی وجود دارد که شخص بتواند خود را با شرایط موجود وفق دهد و پایه های ترس خود را از بین برد. افرادی که دچار پارانویا هستند به سختی می توانند از ترس های خود دست بکشند.

حساسیت بیش از اندازه
افرادی که به پارانویا مبتلا هستند معمولا بیش از اندازه به هشدارها و اخطارها توجه می کنند. آنها انتقاد را به سختی قبول می کنند، همیشه در حالت تدافعی به سر می برند، و افراد ستیزه جویی هستند.

آرام و کناره گیر هستند
افراد پارانویایی تا آنجایی که امکان داشته باشد خود را از سایر افراد جامعه جدا می کنند. زمانی که در یک جمع قرار می گیرند سعی می کنند در گوشه ای آرام بنشینند تا مبادا کسی متوجه حضور آنها شود. چهره های آنها معمولا سرد و بیروح است و هیچ نوع احساسی از خود نشان نمی دهند.

اختلال در افکار و تخیلات
این افراد به ندرت افکار درست را قبول می کنند، تصورات خود را با هیچ کس در میان نمی گذارند، به آسانی تغییر نمی کنند و قابل اصلاح نمی باشند. این نوع پارانویا از نوع قبلی حادتر است و شخص را ناتوان تر و ضعیف تر می کند. در این شرایط 5 نوع از اوهام پوچ وجود دارد که آنها را رها نمی کند:

زجر و عذاب
افرادی که دارای اختلالات هویتی هستند تصور می کنند که هم قطارانشان آنها را به تمسخر می گیرند اما کسانی که دچار اختلات افکار و تخیلات هستند تصور می کنند که تمام دنیا برای آزار و اذیت آنها بسیج شده اند و قصد شکنجه دادنشان را دارند.

حسادت
باید اعتراف کرد این نوع از اوهام بیشتر در خانم ها بروز می کند تا آقایون، البته نمونه هایی نیز وجود دارد که در آن مردها دچار رشک و حسد می شوند و همگان را مورد اتهام قرار می دهند.

اوهام شهوانی
این دسته از افراد تصور می کنند که عاشق کسی شده اند که فرا انسانی است و دارای خصوصیاتی است که هیچ یک از انسان های دیگر دارای آن ویژگی های خاص نمی باشند.

خودبزرگ  بینی
خوب، شاید همه ما چنین احساسی را حداقل یک یا دوبار در طول زندگی خود تجربه کرده باشیم (پس شاید نام اختلال در وهم و خیال را نتوان بر روی آن گذاشت.) افرادی هستند که با جدیت تمام تصور می کنند که دارای قدرت های باورنکردنی هستند و بر روی افراد دیگر سلطه دارند (می توانند بیماران را شفا دهند، صلح ایجاد کنند، بر کشوری حکمفرمایی کننند و غیره..)

اوهام جسمانی
نام دیگر این مشکل روانی مالیخولیا است. این دسته از افراد تصور می کنند که در بدن و یا سلامت جسمانی آنها همواره مشکلاتی وجود دارد. آنها حتی اگر از سلامت کامل نیز برخوردار باشند باز هم این تصور غلط دست از سر آنها بر نمی دارد.

اسکیزوفرنی
این افراد همواره دچار توهم بوده و دارای افکار عجیب و غریبی می باشند. در افکار خود همیشه یک موضوع شخصی را دنبال می کنند. آنها اصواتی را می شنوند که به گوش دیگران نمی رسد و اعتقاد دارند که کسی افکارشان را کنترل می کند و یا از طریق رسانه های گروهی به گوش همه می رسد. پس از گذشت زمان اندکی آنها زندانی ذهنشان می شوند که می تواند منجر به بروز سایر بیماری های روانی در شخص شود.

دانیل فریمن، از سازمان ویلکام تروست به این نتیجه رسیده است که روابط اجتماعی شهرنشینان نسبت به روستا نشینان بسیار متزلزل و ناپایدار است. به‌طور مثال شهروندان انگلیسی نسبت به 50 سال قبل چهار برابر تنهاتر هستند.

سن، فقر فرهنگی و اجتماعی، روابط اجتماعی محدود و مختل بودن روابط بین فردی از جمله عواملی است که با موضوع دگر هراسی یا پارانویا در انسانها ارتباط دارد. به همین ترتیب هر چقدر پدیده پیری در سازمانی گسترده تر شود احتمال و شدت پارانویا بیشتر می شود. به عبارت دیگر در سازمانهای پیر باید بتوان به خوبی پدیده دگر هراسی را مشاهده کرد. آیا قرار گرفتن یک سازمان در شرایط اقتصادی و اجتماعی بد ، محدود بودن روابط سازمان با سازمانهای دیگر مثلا در شرایط تحریمهای داخلی یا بین المللی و مختل بودن روابط سازمان با سازمانهای دیگر داخلی یا خراب بودن روابط داخلی مدیریت ارشد سازمان با پرسنل خود و فشارهایی که از داخل سازمان بر مدیریت ارشد برای اصلاحات وارد می شود و این مبارزان داخلی!!! هر از چند گاهی با نوشتن و ارسال نامه ها و پیامهای مخنلف به مدیران سطوح بالاتر ، مدیریت ارشد را برای تغییرات تحت فشار قرار می  دهند بر ایجاد پارانویای سازمانی نقش دارد؟

در انسانها،  بیماریهای مزمن دچار افسردگی و سوء ظن بیشتر می شوند به همین نحو می توان حدس زد که وقتی که بک سازمان تولید خوبی نداشته باشد پسرفت می کند .مدیران ارشد این سازمان به خاطر این اتفاق تحت فشار مدیران سطوح بالاتر و یا سهامداران قرار گرفته و این فشار ها سبب بروز یک سری واکنشهای دفاعی در آنها برای توجیه اتفاقات رخ داده و کاستیهای موجود می زنند و از جمله این واکنشهای دفاعی پدیده فرافکنی و انداختن تقصیر ها به گردن دشمنان خارجی خود و جاسوسان داخلی آنهاست. آنها در این مسیر آنقدر پیش می روند که به تدریج خود نیز به این باور می رسند که واقعا افرادی در صدد نابودی سازمان هستند و بدین ترتیب علایم دگر هراسی در سازمان به وجود می آید.

دگر هراسی در رازی

پس از ذکر این مقدمه به برخی نکات در خصوص موسسه رازی اشاره می کنم:

1-     در موسسه رازی نشانه هایی دال بر وقوع پیری سازمانی به چشم می خورد،

2-     موسسه رازی در سالهای گذشته تحت فشار شدید تحریمهای جهانی قرار گرفته هر چند این سازمان معظم سعی کرده با قدرت تمام این فشارها را تحمل کند،

3-     ارتباطات موسسه رازی با دانشگاهها و مراکز داخلی و همچنین مراکز خارجی در شرایط فعلی در شرایط خوبی قرار ندارد و به نحوی در انزوا قرار دارد،

4-     ارتباطات مدیریت ارشد موسسه با پرسنل سازمان در سالهای گذشته در حد مطلوبی قرار نداشته است،

5-     برخی سیاستهای حفاظتی که به بهانه حیاتی شناخته شدن موسسه از نظر سطح پدافند غیر عامل در موسسه اجرا می شود در سالهای گذشته سبب شده تا ارتباطات موسسه با مراکز علمی دیگر دچار مشکلات بیشتری شود. موسسه رازی در افکار کسانی که حتی یکبار به آن مراجعه کرده اند با عناوینی چون پادگان و محیط بسته و بشدت حفاظت شده معرفی می شود در حالیکه واقعا چنین سطحی از مراقبتهای حفاظتی برای موسسه لازم به نظر نمی رسد زیرا این سیاستها عملا ما را به سمت انزوای بیشتر سوق می دهد.جالب این است که موسساتی که در سطح حیاتی شناخته می شوند باید دارای بهترین مدیران و پیشرفته ترین نظامهای مدیریتی در سطح ملی یا جهانی باشند ولی موسسه همواره در استقرار نظامهای مدیریتی و بهره گیری از مدیران طراز اول دچار کمبودهای جدی بوده است. با این اوصاف کسانی که دلشان برای موسسه می سوزد،بیشتر از آنکه به فکر نفوذ جاسوسان به موسسه باشند بهتر است فکری به حال این سوء مدیریت گسترده و بروکراسی شدید اداری و پیری سازمانی در رازی بنمایند زیرا درمان پیری خودبخود راه را بر نفوذ جاسوسان ، اختلاس گران و عوامل خارجی خواهد بست و مقاومت درون سازمانی به خودی خود قادر به سرکوب هر گونه دشمن خارجی و داخلی خواهد بود،

6-     روند تولید فراورده ها در موسسه رازی در سالهای گذشته دچار فراز و نشیبهای زیادی بوده و بخصوص در مورد واکسنهای انسانی زیاد راضی کننده نیست،

7-     در مدیریت ارشد موسسه در سالهای گذشته افرادی وجود داشته اند که :... همیشه در حالت تدافعی به سر می برند و جهان برای آنها به منزله محیط خطرناکی است.آنها فقط شک و تردیدهای خاص خودشان را قبول دارند و به هیچ وجه با دلیل و منطق نمی توان آنها را راضی نمود و همیشه با عقل و منطق در ستیز هستند.... این افراد به ندرت افکار درست را قبول می کنند، تصورات خود را با هیچ کس در میان نمی گذارند، به آسانی تغییر نمی کنند و قابل اصلاح نمی باشند..... این دسته از افراد تصور می کنند که عاشق کسی شده اند که فرا انسانی است و دارای خصوصیاتی است که هیچ یک از انسان های دیگر دارای آن ویژگی های خاص نمی باشند. ... این افراد همواره دچار توهم بوده و دارای افکار عجیب و غریبی می باشند و دائما احساس می کنند که کسی در حال توطئه بر علیه سازمان است.... این گونه از افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی یا ماورا طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده شان را تهدید می‌کنند و همه، در فکر توطئه چینی بر ضد آنها هستند....

8-     این تفکرات نادرست سبب شده تا موسسه روز به روز در معرض انزوای بیشتری قرار گیرد و برنامه توسعه ارتباطات سازمانی با مشکلات زیادی روبرو شود،

9-     مدیریت ارشد موسسه در سالهای گذشته به شدت مخالف انتشار نتایج طرحهای تحقیقاتی و فعال شدن وب سایت موسسه رازی بوده و لذا در زمان حال این سوء مدیریت در عرصه ارتباطات الکترونیکی سبب شده تا وب سایت موسسه  رازی از ضعیف  ترین و غیر قابل اعتناترین وب سایتهای سازمانهای تحقیقاتی در محدوده تخصصی خود باشد. این وب سایت در رتبه بندیهای جهانی نیز دیده نمی شودو تمامی اینها از تئوری احساس توطئه ناشی می شود،

درمان پارانویا بیش از هرچیز با رفتار درمانی (behavior therapy) انجام می‌شود که هدف آن کاستن از حساسیتهای فرد مبتلا، نسبت به انتقادها و همچنین تقویت تواناییهای اجتماعی او است. سر و کار داشتن با افراد پارانویید بسیار مشکل است زیرا بسیار زود رنج هستند و رفتارشان معمولاً خصمانه‌ است و از نظر احساسی بسیار بسته و نسبت به هر فعالیتی بی میل هستند.

به همین دلیل، درمان این مشکل، از پیشرفت کندی برخوردار است.برای درمان این افراد باید کوشش شود که در ابتدا چرخه شک و تردید او شکسته شود و او با تمرینهای آرامش بخش و روشهای کنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج شود و با کمک پزشک و اطرافیان خود، تغییراتی اساسی در رفتارهای خود به وجود آورد.

بر این اساس به ریاست محترم موسسه پیشنهاد می شود با باز کردن محیط داخلی موسسه، افزایش سعه صدر مدیریت ارشد نسبت به انتقادات، فعال سازی حلقه های کیفیت در درون سازمان، کاهش حساسیت به انتقادها، کاهش ترتیبات حفاظتی و امنیتی، انتخاب استراتژی توسعه ارتباطات علمی و تحقیقاتی موسسه رازی با سازمانهای داخلی و خارجی به عنوان یک استراتژی ماژور و اصلی، تقویت توانمندیهای اجتماعی مدیران ارشد و توسعه توان آنها در ارتباطات بین فردی، کاهش ترس در بدنه سازمان، توجه جدی به انتقادات و محبوب ساختن منتقدین شجاع و آگاه و اقدامات دیگر در مسیر کاهش تبعات این بیماری مهلک قدم بردارد.


برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ