سلام بر تو ای رازی!

وبلاگ پرسنل ، محققان و بازنشستگان موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی

درباره من
سید محمود میرافضلی
نقاشیهای دیواری موسسه رازی: باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند(آل عمران-104).این وبلاگ توسط این جانب سید محمود میرافضلی ، به منظور ایجاد محیطی مناسب برای بحث و بررسی وضعیت تحولات علم و فناوری و بالاخص موضوعات مرتبط با موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی تاسیس شده است. این وبلاگ ، به هیچ وجه سیاسی نیست و بر اساس مقررات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برپا شده است و مسئولیت مطالب کلا بر عهده اینجانب است. رعایت ادب و انصاف در بیان مطالب و نقطه نظرات یک وِیژگی ممتاز محققین و پرسنل موسسه رازی است و امیدواریم همکاران گرامی بنده این خصلت نیکوی خود را به بهترین وجه نمایش دهند.
نویسنده: سید محمود میرافضلی
تاریخ: شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠

با تغییر رئیس حوزه ریاست و جانشینی آقای دکتر عابدی در این پست مهم ، بالاخره پس از چند ماه نخستین تغییر بزرگ در موسسه رازی رخ داد.به جناب آقای دکتر عابدی تبریک گفته و برای او آرزوی موفقیت می کنیم. بنا بر برخی شایعات ؛ رئیس قبلی حوزه ، آقای دکتر صبیری امسال نیز به سفر حج خواهند رفت و شاید پس از بازگشت، بازنشسته شوند و یا اینکه در جایی دیگر در رازی یا در سازمانی دیگر مشغول کار شوند. اگر بخواهند در رازی بمانند ، خدمت در بهداری یا پرداختن به تولید واکسن آنفلوانزای انسانی که برای آن سفری به هلند داشتند از جمله محتملترین گزینه های خواهد بود. در هر حال دوره خدمت چندین ساله دکتر صبیری نیز به پایان رسید ، قیامت او بر پا شد!!!و اینک می توانیم با دیدی بازتر به بررسی عملکرد تقریبا شش ساله او در پست بسیار مهم حوزه ریاست بپردازیم.


از قبل شایع شده بود که آقای دکتر ماشاء الله محمدی برای پست حوزه ریاست در نظر گرفته شده و خود ایشان نیز در تماس تلفنی که با ایشان داشتم این را تائید کرده بود ولی به هر حال پس از فراز و نشیبهای زیاد و مطرح شدن گزینه های مختلف نهایتا جناب آقای دکتر عابدی که سابقه تصدی این پست مهم را در دوران دکتر اخویزادگان نیز داشت این کار را پذیرفت.

نمره؟ برای دکتر صبیری

پس از نگارش مقاله نمره بیست برای دکتر دلیمی، واکنشهای مختلفی در مقابل آن دیده شد و نهایتا با توصیه برادران حراست و ریاست موسسه ناچار به معلق کردن آن مقاله برای مدتی شدم. در این میان جالبترین نظر آن بود که دست دکتر دلیمی از موسسه رازی کوتاه شده !!! و گناه دارد پشت سر مسافر حرف بزنید و غیبت کنید!!! همین دوستان به این نکته توجه نکرده بودند که در زمان حضور آقایان در پستهای خود که امکان انتقاد نیست، وقتی هم می روند که گناه دارد غیبت کنیم !!پس چه زمانی باید عملکرد یک مدیر نقد شود و نقاط قوت و ضعف عملکرد او بررسی شود؟ به عنوان مثال آیا هم اکنون می توانیم عملکرد چندین  ساله  دکتر .... در پستهای مدیریت ارشد موسسه رازی را نقد کنیم؟ قطعا این کار آسان و بدون هزینه نخواهد بود . حتی اگر امروز بخواهیم در باره مهندس بیات نیز مطلبی بنویسیم نیز برخی ترش خواهند کرد. تمامی اینها نشان می دهد که سعه صدر ما خیلی پایین است. یک فکر که به ذهنم رسید آن بود که بنده که مطالب این سایت را می نویسم کاندید شوم تا عملکردم توسط همکاران رازی در این سالهای مختلف نقد شود تا راه برای اینگونه بحثها باز شود. ما هم اکنون دست اندرکار امور مدیریتی در حوزه های مربوطه هستیم و اگر بفهمیم خطایی کرده ایم می توانیم آنها را حتی المقدور جبران کنیم ولی وقتی از مناصب مدیریتی خود برکنار شدیم یا به شرف بازنشستگی نایل شدیم چه می توانیم بکنیم؟ دکتر محمدی کجاست؟ مرحوم مهندس بقایی کجاست؟ دکتر اخویزادگان و دکتر دلیمی و ... کجایند ؟ آیا آنها می توانند کاری انجام دهند ؟ آیا  آنها می توانند چیزی را جبران کنند؟ در روز تودیع دکتر دلیمی با تمام وجود لرزیدم. من هم  اگر عمری باقی باشد باید روزی روی سن بیلانی از عملکردم را ارائه دهم. در آن روز در روی سن خودم را دیدم که دست و پایم می لرزد، با التماس به همه نگاه می کنم و سعی می کنم دیگران را قانع کنم که این گندها را من نزده ام و همه اش تقصیر دکتر ...و مهندس ...است. چقدر قیامت دکتر دلیمی زود برپا شده بود؟ قیامت دکتر صبیری نیز امروز است و روزی قیامت ما نیز برپا می شود و ما نه در محضر عدل الهی بلکه در حضور افکار عمومی باید پاسخگوی خیر و شر اعمال خود البته در مقیاسی کوچکتر باشیم. واقعا قیامت و بهشت و جهنم همه ما در همین نزدیکیهاست و ما خیلی زودتر از آنکه فکرش را بکنیم باید حساب پس دهیم پس چه بهتر که داوطلبانه و در روزی که امکان جبران داریم این کار را انجام دهیم.

سخنی با ریاست محترم موسسه

قصد داشتم در باره عملکرد آقای دکتر صبیری مطلبی بنویسم و سپس در باره شرح مسئولیت ها و اختیارات بسیار حساس و مهم رئیس حوزه ریاست از دیدگاه خود توضیحاتی ارائه بدهم ولی ماجرای قیامت و بهشت و جهنم پیش آمد و این مقاله را در خود غرق کرد!!! لذا سعی می کنم همین موضوع را تکمیل کنم و آن موارد را به نوشتاری دیگر موکول کنم.

سبک و سیاق ما در مقالات قبلی این بود که به بنیانهای علمی یک موضوع اشاره کلی می کردیم و سپس توصیه هایی را برای ریاست محترم موسسه و دیگر مدیران مربوطه می نوشتیم. این تمامی کاری است که فعلا از عهده ما بر می آید. می دانیم که خیلی ها از ما و کار و سخنمان خوششان نمی آید و برای همین اصلا به این وبلاگ نمی آیند و مطالب تلخ آن را نمی خوانند. تازه اگر مجبور شوند که بیایند و چیزی بخوانند مثل کودکی که شربت تلخی می خورد دائما صورتشان در هم می شود و روی خود را بر می گردانند . خوشبختانه ریاست محترم موسسه از مشتریهای پرو پا قرص این وبلاگ هستند و ما را به حضور گهگاه خود مفتخر می کنند، هر چند دوست داشتیم ایشان نیز دست به قلم می شدند و مطالبی را می نوشتند. ما هم برای اینکه ایشان دلسرد نشوند و به حضور خود ادامه دهند  از بررسی عملکرد ایشان خودداری کرده!!!! و آن را به زمانی دیگر موکول کرده ایم!!! البته اگر ایشان دوست داشته باشند حاضریم عملکرد چند ماهه ایشان را به نقد و بررسی بگذاریم وقول می دهیم که سختگیری نکنیم!!!همچنین قول می دهیم که بابت این کار از ایشان اضافه کار و سفر خارج و پست هیئت علمی و حق مسئولیت و پست معاونت و ریاست حوزه و روابط عمومی و ... نخواهیم!!! همه اش برای خدا!!! مجانیه مجانی!!!

فقط یک موضوعی که به این مقاله ارتباط دارد را من باب دوستی و احترامی که برای ایشان به عنوان یک دوست و همکار قدیمی از یک سو و به عنوان رئیس موسسه قایلم بیان می کنم. پیشنهاد می کنم در این دوران انشاء الله طولانی ریاست، در قالب برنامه ای زمانبندی شده و در فواصل مثلا سه ماهه فرصتی را برای گفت و شنود با پرسنل خود اختصاص دهید و برای آن واقعا بهترین وقتتان را بگذارید.خوب به خاطر دارم که دکتر مهاجرانی در سخنرانی خود در مجلس در جریان استیضاح به خاطره یکی از رهبران آفریقایی (فکر کنم رابرت موگابه بود یا نلسون ماندلا) اشاره کرد که او می گفت جد من عادت داشت سالی یکبار  همه افراد قبیله را جمع می کرد تا از غروب خورشید تا سحرگاه، رئیس قبیله را مورد خطاب خود قرار دهند و او به سخنان آنها گوش می داد  و برخی را پاسخ می گفت...واقعا جالب است. رفتار برخی آقایان در سالهای گذشته در موسسه اصلا شباهتی به رفتار این رهبر متمدن قبیله سرخپوست در آفریقا نداشت زیرا آنها خود را علامه دهر می دانستند و امروز هم دست آنها از موسسه کوتاه شده و اگر بخواهند هم نمی توانند کاری انجام داده و حقی را که پایمال کرده اند را ادا کنند و حساب آنها با خلایق رفت تا روز قیامت یعنی جایی که ان الشاهد هو القاضی . شما سعی کنید که این سنتهای غلط را بشکنید و در این زمان که زمان شماست ، هر لحظه و هر جا قیامت خود را بر پا سازید زیرا  امروز روز عمل است و نه حساب و فردا روز حساب است و نه عمل. مدیران خود را نیز مجبور کنید حداقل سالی یکبار در معرض افکار عمومی قرار گرفته و پاسخگو باشند. تمامی سوراخهایی که خلافکاران در آن پنهان می شوند را گل بگیرید و فضای موسسه رازی را باز کنید زیرا اگر فضای موسسه رازی باز و امکان انتقاد وجود داشت این افتضاحات بزرگ و بی شرمانه در موسسه پدید نمی آمد و آبروی هشتاد ساله آن اینگونه در معرض خطر قرار نمی گرفت.


برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ