سلام بر تو ای رازی!

وبلاگ پرسنل ، محققان و بازنشستگان موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی

درباره من
سید محمود میرافضلی
نقاشیهای دیواری موسسه رازی: باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند(آل عمران-104).این وبلاگ توسط این جانب سید محمود میرافضلی ، به منظور ایجاد محیطی مناسب برای بحث و بررسی وضعیت تحولات علم و فناوری و بالاخص موضوعات مرتبط با موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی تاسیس شده است. این وبلاگ ، به هیچ وجه سیاسی نیست و بر اساس مقررات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برپا شده است و مسئولیت مطالب کلا بر عهده اینجانب است. رعایت ادب و انصاف در بیان مطالب و نقطه نظرات یک وِیژگی ممتاز محققین و پرسنل موسسه رازی است و امیدواریم همکاران گرامی بنده این خصلت نیکوی خود را به بهترین وجه نمایش دهند.
نویسنده: سید محمود میرافضلی
تاریخ: یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠

نشریه حکیم مهر اخیرا گزارشی در باره ملاقات با فرزند مرحوم دکتر میرشمسی منتشر کرده که در اینجا توجه شما را به آن جلب می کنم:

...حکیم مهرخانم افسانه میرشمسی ، فرزند مرحوم پروفسور میرشمسی در حاشیه مراسم بزرگداشت استاد در محل دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران در گفتگویی اختصاصی با نشریه حکیم مهر و درباره خصوصیات پدرش گفت : استاد از خانواده ای روحانی و پدر و برادر ایشان خطیب بودند و این اعتقادات به رگ و ریشه وی آمیخته بود و اولین خصوصیت اخلاقی دکتر میرشمسی ، اعتقاد راسخ به نظم و نظامی که خالق برای ما آفریده است بود.
وی همچنین افزود : از خصوصیات دیگر ایشان می توانم بگویم انسانی عاشق و دارای هدفی بزرگ در زندگی بود و تا جایی که خودش را به زحمت بیندازد دنبال آن هدف بزرگ رفت و تمام زندگی‌اش را وقف هدفش کرد.


فرزند مرحوم پروفسور میرشمسی ادامه داد : دکتر میرشمسی انسانی بسیار دقیق و ذاتاً پژوهشگر بود و به کوچکترین چیزهایی که حتی با رشته‎اش ارتباط نداشت با چشم کنجکاوانه می نگریست.
خانم میرشمسی همچنین در پاسخ به سؤالی مبنی بر آنکه آیا پروفسور میرشمسی به راحتی به این درجه و عزت رسید یا سختی زیادی تحمل کرد گفت : پدرم در هشت سالگی پدرش را از دست داد و با تنگناهای مالی زیادی درگیر بود. ایشان با سختی و کار زیاد و با کمک برخی نظیر مادر و برادرش توانست به مدرسه برود و خود ایشان می‎گفتند که در برف و یخ اصفهان کیلومترها می رفتم تا کتاب حل المسائل را از یکی از دوستانم بگیرم و پیاده برگردم و تا نیمه شب مطالعه کنم و دوباره فردا تحویل دهم و این به دلیل آن بود که پول نداشتم کتاب بخرم. البته گرچه ایشان با مشکلات زیادی روبرو بودند ولی آنقدر عشقی قوی داشتند که هیچ چیز جلودارشان نبود.

فرزند مرحوم میرشمسی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر آنکه در زمان حیات استاد به چه میزان از سوی نهادهای مختلف از جمله جامعه دامپزشکان ایران بعنوان قدیمی ترین تشکل دامپزشکی کشور ، سازمان دامپزشکی و نظام دامپزشکی و سایر نهادهای ذیربط از محضر استاد استفاده می شد و تکریم صورت می گرفت گفت : می دانید که از استاد تجلیل و تقدیرهای زیادی بعمل آمد که از آن جمله می توان به نشان درجه یک پژوهش و بسیاری جوایز بین المللی و تقدیرهای مرتبط با کتاب معروف Who’s Who و غیره اشاره کرد. در رده مقامات بالای مملکتی هم از ایشان تجلیل شده و در زمان آقای هاشمی رفسنجانی ، زمان آقای دکتر خاتمی و فکر می‎کنم زمان آقای دکتر احمدی‎نژاد از ایشان تقدیر بعمل آمد و محبت کردند و جوایزی اهدا نمودند. همچنین در جشنواره خوارزمی و غیره. اما در مورد دامپزشکان و نهادهایی که فرمودید ، تعدادی از بزرگان دامپزشکی که به رحمت خدا رفته‌اند و افرادی که خیلی با استاد رابطه کاری داشتند بعضاً در قید حیات نبودند ولی گرفتاریهای روزمره به قدری گریبانگیر همه هست که ارتباطات را محدود کرده است.
خانم میرشمسی افزود : پدرم علاقه قلبی به تک تک همکاران دامپزشک داشت و تماس ایشان تا لحظه آخر با مؤسسه رازی ، فرهنگستان علوم و آقای دکتر داوری اردکانی به هیچ عنوان قطع نشد ولی دو سال آخر زندگی استاد می توانم بگویم دور و برشان خیلی نبودند و کم به ایشان پرداخته شد و شاید هم به دلیل کسالتشان عده‎ای فکر می کردند که استاد را اذیت نکنند!
فرزند مرحوم میرشمسی درباره خدمات استاد و خاطرات تقدیر دیگران از این خدمات هم گفت : این مردم واقعاً نازنین هستند و خیلی قدردانی کردند. تا وقتی که پدرم در قید حیات بود از نامه گرفته تا ایمیل و یا دیدار حضوری از پدرم قدردانی و ما را شرمنده می کردند. خاطرات زیادی از این دست دارم و یکی از این خاطرات به آقای دکتر شفیعی (دامپزشک و چهره ماندگار واکسن شناسی) که همکار پدرم بودند برمی گردد که می گویند سوزن دکتر میرشمسی من را نجات داد و از این دست خاطرات بسیار داریم. به جرأت می‎گویم که مردم عاشق پدرم بودند و کاملاً دل به دل راه داشت ، چون پدرم هم برای مردم زحمت کشید.


برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ