سلام بر تو ای رازی!

وبلاگ پرسنل ، محققان و بازنشستگان موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی

درباره من
سید محمود میرافضلی
نقاشیهای دیواری موسسه رازی: باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند(آل عمران-104).این وبلاگ توسط این جانب سید محمود میرافضلی ، به منظور ایجاد محیطی مناسب برای بحث و بررسی وضعیت تحولات علم و فناوری و بالاخص موضوعات مرتبط با موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی تاسیس شده است. این وبلاگ ، به هیچ وجه سیاسی نیست و بر اساس مقررات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برپا شده است و مسئولیت مطالب کلا بر عهده اینجانب است. رعایت ادب و انصاف در بیان مطالب و نقطه نظرات یک وِیژگی ممتاز محققین و پرسنل موسسه رازی است و امیدواریم همکاران گرامی بنده این خصلت نیکوی خود را به بهترین وجه نمایش دهند.
نویسنده: سید محمود میرافضلی
تاریخ: پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠

قبل از هر چیز میلاد اخرین منجی عالم بشریت را به شما خوانندگان محترم تبریک عرض می کنم. وظیفه اصلی هر منتظر واقعی در این دوران رعایت تقوای الهی؛ صداقت در نیت؛ عمل صالح ؛  اجتهاد در دین و پیروی از سنت پیامبر(ص) و اولیای و امامان گرامی از فرزندان او(ع) است و امیدوارم که خدا ما را از منتظران واقعی آن حضرت قرار دهد.

 


و اما مطلب امروز؛

مطلبی را که در زیر می خوانید از سوی یکی از دوستان عزیز موسسه دریافت کرده ام. بنا به مصالحی به جد از من خواست که نامش را ذکر نکنم و من هم در این خصوص قول دادم. علی رغم اینکه از همکاری این دوست عزیز با موسسه بیش از یک دهه نمی گذرد منشا خیرات و افتخارات زیادی بود و آثار تحقیقی بسیار خوبی برای موسسه تالیف کرده اند و در بعد طراحی و راه اندازی تستهای تحقیقاتی نیز از ابتکارات خوبی برخوردارند. مهم نیست که نام او چیست و باز هم اصلا مهم نیست که نوشتار او از ویراستاری خوبی برخوردار نیست ولی سخنی است که از یک دل پر درد برخواسته و باید آنرا شنید. کاملا واضح است که سخنهای ناگفته در این موسسه زیاد است و گوشهایی باید ساعتها و ساعتها به شنیدن این حرفهای ناگفته که راز تعالی موسسه را در بر دارند بنشیند. انتشار این نظر هیچگاه به معنی نقض قولی که به ریاست محترم موسسه دال بر پایین کشیدن فیتیله انتقادات و کاهش شدت آن دادم نیست و بنده کماکان بر روی قول خود هستم . این مطلب دارای نقد بسیار سبکی است و تحمل آن مطمئنا بسیار اسان خواهد بود. توجه شما را به این مطلب جلب می کنم:

گر نگه دار من آن است که من میدانم

شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

 ای ایران کاش می دانستی

 چند روزی بیشتر نیست که چهارمین شایعه مبنی بر خبر معارفه رئیس جدید موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی(که از این پس به اختصار موسسه خوانده می شود) به حقیقت پیوسته است.اما این شایعه خیلی سریع به وقوع پیوست. از اشاعه آن تا واقعیت.

هر بار پس از این اشاعه­ها عده­ای ناپدید شده و پس از رویت مجدد با اطمینان خاطر اظهار می­نمودند "شایعه است"

و اتفاقا همینطور نیز می­شد.اما اینبار ظاهرا این ناپدید شدن­ها  افاقه نکرده و اتفاق نا خوش آیند آنها به وقوع می­پیوندد.اما چرا؟از قدیم یادم است که پدرم می­گفت: "آنکه پاک است از محاسبه چه باک است".

در این نوشته(شایدم مقاله!!) مواد و روش کار ما بر اساس واقعیات اتفاق افتاده در موسسه و بعضا صحبت های شنیده شده(و بحق) و دیده از چند محقق به نام کشور می­باشد.و نتیجه آنکه واقعا برای چه؟

 نویسندگان این مقاله قصد زیاده گوئی ندارند.زیرا اعتقاد دارند کسانی که این مقاله را می­خوانند هم جسم  و هم چشمان خسته دارند.چشمانی که به دنبال کسب یک موفقیت برای کشورشان شب را به روز رسانده،روز را با ناراحتی به شب!!!چشمانی که همیشه چشم به چشمان رئیس حوزه ریاست داشته تا اذن دخول به اتاق رئیس را پیدا کنند تا شاید مشکلی از مشکلات آنها حل شود.مشکلی که اگر سمت و سوئی به آن ندهیم، ارتقاء محصولات و بعضا که چه عرض کنیم حتما باعث ایجاد تولیدات جدید برای کشور از طریق این موسسه می گشت.اما چه فایده که در این ساختمان دو طبقه(بهتر بگوییم یک طبقه) حوزه ریاست این صحبت ها خریداری ندارند.البته ببخشید خریدار دارند اما از ما خریداری ندارند. پیشنهاد انجام کاری از سوی یک عده کارشناس مجرب به باد مسخره گرفته شده و یک پیشنهاد دیگر از سوی خودشان(شاید تیم) به تقدیر و تشکر گذاشته می­شود. اما کاش می­شد کسی این دو پیشنهاد را با هم مقایسه می­کرد.یکی باعث افتخار کشور است، و یکی سبب  ننگ کار کردن در چنین مجموعه­ای می­شود.کارشناسانی که شب و روز،جمعه و تعطیل،مبعث و عید در موسسه به فعالیت پرداخته، و به موفقیت نزدیک می­شوند اما با یک کامنت یا نوشته که باز بهتر است بگویم تومار از سوی.....به اتهام محکوم می­شوند.به چیز هائی محکوم می­شوند که فقط خداوند قادر است در مورد آن قضاوت کند.ما کارشناسان موسسه فقط یک چیز از ریاستمان می­خواهیم.یک چیز.اجازه استفاده از زمانمان برای انجام کارهای تحقیقاتمان

تعجب نکنید خواننده عزیز.کارمند هستید اما اجازه کار ندارید.دستگاه مورد نیازتان موجود است اما امکان استفاده ندارید.فکرتان مشغول شد؟می دانیم. اما اگر کمی فکر کنید این افراد را پیدا می­کنید که به چه قیمتی کار می­کنند.به قیمت حتی خانواده.پیدایشان می­کنید.اما چه عاید آنها می­شود از حوزه ریاست که باید مامن کارشناسان، مخصوصا زحمت کشان باشد.بفرمائید بیرون.من حرفی ندارم با ایشان.با فلانی حل کنند.کدام فلانی؟همان فلانی که منتظر توست تا بگوید ببین یک من ماست چقدر کره دارد.کدام ماست،همان ماستی که نمی خواهم این کار انجام شود که از تو عقب بمانم.کدام کره،همان کره که به راحتی و بدون تلاش به چیزی رسیدم که هیچ کس نمی داند جز تو که باید شرایط خراب کردنت را مهیا می کردم.

آقای رئیس موسسه قدیم! ما قصد توهین و تحقیر کسی را نداریم اما متوجه هستید چقدر در حق بعضی­ها خوش خدمتی کرده و در راستای آن به خیلی­ها ظلم کرده­اید. البته ما به شما تبریک می­گوئیم که این شهامت را داشتید تا در جلسه تودیع اظهار  کنید که حتما در حق بعضی­ها ظلم شد.شاید در اون لحظات که لحظات عمر شما به حساب می­آمد فکر اینجا را نکرده بودید.اما آقای دلیمی یک قدم جلوتر برداشته و به حلالیت از آنها اقدام کنید نیازی به پیدا کردن آنها نیست چون آنها را خوب می­شناسید.

اما آقای دکتر قدکچی پایان راه ایشان ابتدای راه شماست.ببینید چه چیز هائی در موسسه ضرورت داشته که نشده.به روسای بخش هایتان در کرج اعتماد کنید به همگی.چه نیروئی چه لوازم آزمایشگاهی نیاز بوده که فراهم نشده و به خاطر چی. الحق هزینه وسیله آزمایشگاهی در موسسه زیاد شده اما در کجا و برای کی؟ ببینید در دوره قبل نشان اتهام به سمت چه کسانی بوده و برای چی؟

آقای دکتر قدکچی ما شما را دوست داریم چون سابقه شما را می­دانیم.خواهش می­کنیم مسیر قبل را با درایت و صلاح دید خود و در راستای پیشرفت موسسه و کشور تغییر دهید.

اما ای ایران عزیز ببین و بدان که ما گفتیم.

و من الله توفیق

22/4/90


برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ