سلام بر تو ای رازی!

وبلاگ پرسنل ، محققان و بازنشستگان موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی

درباره من
سید محمود میرافضلی
نقاشیهای دیواری موسسه رازی: باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند(آل عمران-104).این وبلاگ توسط این جانب سید محمود میرافضلی ، به منظور ایجاد محیطی مناسب برای بحث و بررسی وضعیت تحولات علم و فناوری و بالاخص موضوعات مرتبط با موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی تاسیس شده است. این وبلاگ ، به هیچ وجه سیاسی نیست و بر اساس مقررات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برپا شده است و مسئولیت مطالب کلا بر عهده اینجانب است. رعایت ادب و انصاف در بیان مطالب و نقطه نظرات یک وِیژگی ممتاز محققین و پرسنل موسسه رازی است و امیدواریم همکاران گرامی بنده این خصلت نیکوی خود را به بهترین وجه نمایش دهند.
نویسنده: سید محمود میرافضلی
تاریخ: شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠

تفکیک مجموعه های مونتاژ و اپراتوری از مجموعه های کارا،مولد و خلاق

"ارزیابی نقش هوش تحلیلی IQ درمقابل هوش هیجانی EQ"

نویسنده:دکتر فرشید جزایری

کارشناس خبره موسسه سرم سازی رازی

طی بررسی انجام یافته، کشور ما ایران با ضریب متوسط هوشی 84، رتبۀ 97 را بین 185 کشور جهان بخود اختصاص داده است


هوش یک سازۀ انتزاعی مولتی فاکتوریال محسوب می شود. تفاوت ضریب هوشی بین دو فرد ناشی از تفاوت های ژنتیکی، تفاوت های محیط فیزیکی، تفاوت های محیط روانی وتفاوت های آموزشی به خصوص در دوران کودکی، می توانند جمله عواملی باشند که تفاوت ضریب هوشی بین دو نفر از یک قوم را  توجیه می نمایند. اما هنگامی که با تفاوت میانگین ضریب هوشی میان دو کشور یا دو نژاد مواجه می شویم قابل شدن به تفاوت ژنتیکی، به نوعی به معنای وجود نژاد برتر(ژن برتر) است. جنجال برانگیزترین دیدگاههای در این خصوص توسط ریچاردلین (2002 میلادی) مطرح شده است. او ریشه های ثروت و فقر ملل مختلف را درهوش و استعداد ذاتی آنان می داند و قابل به برتری ژنتیکی بعضی از اقوام و نژادها درمقایسه با سایر است. این نظریه ژن برتر، نژاد باهوش تر موضوعی است که در طول تاریخ به کرات از سوی گروهها و رهبران نژاد پرست (مانند نازی ها و صهیونیست ها) اعلام شده است.

براساس آمار صندوق بین الملل پول، ایران با ضریب مهاجرت 15%، رتبه اول را در میان 61کشور توسعه نیافته و در حال توسعه داراست و می  توان تخمین زد  که در طی سه دهۀ اخیر سه واحد از متوسط ضریب هوشی ایرانی ها صرفاً به سبب مهاجرت نخبگان کاهش یافته است. مهاجرت نخبگان تنها انتقال دانش و استعداد فردی بهمراه مقدار ثروت مادی نیست بلکه ژن‏های نخبگی و کارآمدی را نیز با خود می برد تا نسل های بعدی اودرخارج ازکشور مادری ازآن بهره مند شوند و جوامع میزبانشان را از آن بهره مند سازند. با برآورد آمارها در می یابیم که در طول تاریخ، توسعه دانش بشر بیش از هرچیز مرهون افراد نابغه می باشد. نوابغ همان کسانی هستند که توان حل پیچیده ترین مشکلات یک کشور را دارا می باشند و مسئولیت راهبری کشور را در وضعیت های بحرانی برعهده دارند. تأثیر نوابغ روی توسعه جوامع به حدی است که می  توان عبارت معروف "ملتی که قهرمان ندارد هیچ چیز ندارد" با جمله "ملتی که نوابغ را در رأس مدیریت خود ندارد، به هیچ جا نخواهد رسید" جایگزین کرد. نگارنده(دکتر فرشید جزایری) معتقد است:"با جستجو در تألیفات،مقالات، سخنرانی ها و زندگی نامه های چهره های نامدار واکسن سازی در ایران چند  امر محقق می شود: اول اینکه: در شروع کاررهبری [راه اندازی مجموعه] به عهدۀ مستشار خارجی است. دوم اینکه: انجام عملیات کاری (آزمایشگاهی) ، حتماً توسط لوازم و تجهیزاتی صورت می پذیرد که همگی می بایست از  خارج کشور به سایت منتقل شوند. سوم اینکه: ساخت هر واکسن ابتدا نیازمند طی دوره آموزشی و گاهاً دو دوره بلافاصله در کشورهای دست اول دنیاست. چهارم آنکه: نامداران این صنعت در خارج از  کشور  کارهای اجرائی بعهده داشته اند.(نایب رئیس، رئیس، مشاور و عضو سازمان جهانی ...). پنجم اینکه : اکثریت  افراد خانواده، زندگی درخارج از کشور را بعنوان سوغات این ارتباطات بین المللی پذیرفته اند. ششم آنکه: هیچیک از فرزندان این افراد شغل پدر را دنبال نکرده اند. هفتم آنکه: همگی از پست کارشناسی  بطور پلکانی مقامات را در نوردیده اند. هشتم اینکه همگی اپراتور خوبی بوده اند نه مخترع، اندیشمند و یا کاشف.

همۀ این هشت دلیل نشان ازعادی بودن میزانIQ این پیشکسوتان است. یادشان گرامی و روحشان شاد.

اما ده دلیل دیگر که در ذیل به آنها اشاره می شود نشان از بالا بودن (بالاتر ازمتوسط قومی) هوش هیجانی (EQ) پیشکسوتان صنعت واکسن سازی در ایران است.

1- برقراری ارتباط صمیمی با دنیای خارج. 2- واردات مواد اولیه مرغوب، استانداردهای میکربی و شیمیائی، تجهیزات پیشرفته از بزرگترین ومعتبرترین تولید کنندگان خارجی. 3- درانحصار گرفتن صنعت واکسن سازی برای قومی خاص وازمیان این قوم برای مطیع ترین آنها. 4- تشکیل هرم  انسانی یک فارغ التحصیل ... دررأس، یک تکنسین دیپلمه در پله ای پایین تر ودوتکنسین زیر دیپلم دروسط هرم وجمعیتی کارگر ساده در قاعده هرم، هرمی که چیدمان آن و تسلط برآنها، EQ نیازدارد. 5- یاد گرفتن دوزبان خارجی بمنظور ارتباط برقرارکردن با دو دنیای متفاوت که تهدیدی است برای هر دنیا، بدین صورت که "اگر به ما سرویس ندهی" توانایی بحث و مذاکره وتعامل را با دنیای دیگر خواهیم داشت!! 6- راه اندازی نشریه داخلی بمنظور چاپ مقالات و پژوهشهای آنان، امری که چاپ مقاله را  از ارزیابی معاف می کند و به نام نویسنده بسنده می کند.7- ممنوع  کردن و بهر نحوممانعت کردن از ارتقاء تحصیلی زیردستمان بطوریکه همیشه فاصله سطوح مختلف هرم حفظ شود. 8- همیشه بعنوان سرکارگر، درگیر تمام مراحل کار بودن بنحوی که حضور خود را عاملی مؤثر درتولید از بعد کمی و  کیفی القاء نمایند و کارگران فکر نکنند (وهرگز فکر نکنند) که آنان نیز می توانند بخوبی آنها اپراتور باشند. 9- برقراری ارتباط با مقامات ومسئولین ارشد مملکتی وارائه پاسخ عملیاتی مناسب به آنها هنگام بحران کشوری. 10 –حفظ سنت ها، عقاید، اصول و سلایق برای نزدیک به یک قرن - که این امر فرصت و امکان تعامل جمعی را به حداقل می رساند.

تفاوت بین هوش تحلیلی و هوش هیجانی

تفاوت در عمل و مدیریت مجموعه 

*1هوش هیجانی بالاتر از متوسط قومی کمک می کند تا هر رئیسی (با درجه از هوش تحلیلی پائین تر، بهتر) را بپذیریم. *2هوش هیجانی کمک می کند تا رئیسی انتخاب شود که قادر به حل بحران نباشد و حل بحران فقط بعهده پیشکسوتان صورت پذیرد. *3در سیستمی که هوش تحلیلی با ضریب بالاتر رئیس آن سیستم نباشد آن سیستم مدیر پرور نخواهد بود بلکه مدیر محور است. در چنین سیستمی افراد با فیزیک هوشی تحلیلی (IQ)بالاتر تمایل به مهاجرت یا ایزوله شد و کنج عزلت گزیدن و یا پرداختن به امور شخصی و تقدم منافع فردی به منافع سازمانی طی عمر می کنند که اگر راه صلاح پیش گیرند همان مهاجرت و ترک محیط است. *4افراد دارای ضریب بالاتر از نقطه نظر هوش تحلیلی تمایلی به رئیس شدن ندارند این افراد که حساس‏تر از بقیه هستند، بیشتر نیاز به درک شدن و مورد احترام قرار گرفتن دارند و بنابر این چنانچه محوریت مؤسسه برتری هوش هیجانی باشد محدودیت این افراد شدید شده و گاهاً باعث جدایی روانی یا فیزیکی  آنها از سیستم می شود. *5از آنجا که افراد با هوش هیجانی بالاتر از متوسط قومی ارتباطات خوبی با مقاوم های مافوق برقرار می کنند بنابر این دیگران از ترس مجازات، توانایی رویاروی و مواجهه شدن با آنها را ندارند.*7پژوهشگرانی که هوش تحلیلی متوسط اما هوش هیجانی آنها کمی بالاتر از حد متوسط است توانایی به روز شدن و به روز ماندن و ایجاد پویائی و ابداعات جدید را در سیستم های تحت سلطه خود ندارند و لذا این افراد در تنگناهای سخت، زیردستانی انتخاب می کنند که هوش تحلیلی آنان بالاتر از خودشان باشد اما فاصله طبقاتی و قوانین محدود کننده ای که می گذارند و به علاوه عقده ها و نیازهای مادی و معنوی قشر زیردست برای کار کردن، همیشه مانع این می شود تا اینان به جایگاه پیشکسوت رئیس، فکر تعدی و تعرض داشته باشند (چه رسد به آنکه این فکر را عملی نمایند).*7سرپرستان و پیشکسوتان صنعت بدلیل بالا بودن هوش هیجانی در مسایل و امور خانوادگی زیردستان و خانواده های آنان دخالت های مثبت دارند و از نفوذ معنوی و مادی خود برای حل مشکل مرئوسین اقدام می ورزند.*8یکی دیگر از مزیت های بالاتر بودن هوش هیجانی استقرار سیستم پلکانی سلسله مراتب است و تشکیل هرم های این گونه ارتقاء مجزا از یکدیگر به منظور حفظ قدرت و عدم دخالت و آشنایی افراد هر هرم با هرم دیگر، صورت می پذیرد. *9حضور فیزیکی و رعایت سیسم کارت مزد بجای کارمزد توسط افراد با ضریب بالاتر هوش هیجانی باعث می شود تا موجودیت فیزیکی آنها روزی تبدیل به موجودیت الهه ای شود و تقدس یابد و در عوض گاهاً با چشم پوشی از غیبت مرئوس و یا حتی پیشنهاد مرخصی تشویقی به وی، او را مدیون و مرهون خود می سازند. *10در سیستم های حاکمیت هوش هیجانی زیردست کمی پاداش دریافت می کند که فی الواقع در خدمت تمام عیار رئیس خود باشد و حداقل بدین امر  متظاهر خوبی باشد. کمترین خطای پرسنل از دید پیشکسوتان با ضریب بالاتر هوش هیجانی پوشیده نیست و گاهاً استغفار نیز، راهگشا نمی باشد.


برچسب ها
دوستان
ابزارک های وبلاگ