نقش مدیران پایه و میانی

بعضا روسای بخش های تولیدی و شعب موسسه، جایگاه خود را باور ندارند که در واقع هر یک مدیر یک کارخانه تولیدی هستند و قابلیت های فراوانی دارند . البته عملکرد بسته روسای قبلی موسسه جایگاه روسای بخش های تولیدی را ناخودآگاه تنزل داده و لذا توانمندی و اختیارات ایشان را محدود کرده است . امید است بزرگان و صاحب نظران نواقص و کاستی های مطلب را تکمیل نمایند.

پیشنهاد می شود ابتدا پرسش های زیر را به عنوان مدیر پایه و میانی ازذهن خود بگذرانید.

  1. بازده زیر مجموعه تحت مدیریت شما چند درصد است ؟ 

  2. ایا اهمیت پرسنل و نیروی انسانی ( به واقع ) برای شما روشن است ؟

  3. ایا رییس بخش ، پرسنل خود را خوب می شناسد تا با توجه به مشخصات وی کاری در خور به ایشان بسپارد؟

  4. رییس کیست ؟

  5. مدیر کیست ؟

  6. آیا حرکت و فعالیت  بخش و اداره ما هدفمند است ؟

  7. آیا کار ها و فعالیت ها با برنامه انجام می شوند ؟

  8. زمان چه نقشی در انجام فعالیت ها دارد؟

  9. سیستم چیست و مدیریت سیستماتیک چیست ؟

  10. آیا نظارت و پایش مستمر کار ها و عملکرد پرسنل در مد نظر است ؟

  11. آیا اصول و فواید مستند کار کردن برای ما روشن است ؟

  12. آیا روش ثبت فعالیت ها و وقایع و اتفاقات در دستور کار است ؟

  13. سازمان دهی چیست ؟

  14. آیا روسا و مدیران پایه و میانی روش های حل مسئله را می دانند.؟

  15. آیا نقش بانک های اطلاعاتی ( منابع – بحران ها – فرصت ها  – مشکلات و... ) در حل مشکلات را می دانیم؟

  16. آیا بلدیم با آمار مطالعه و بررسی و قضاوت نماییم؟

  17. ابزار های امروزی مدیریت کدامند ؟ آیا بلدیم از نرم افزار ها استفاده نماییم ؟ آیا بلدیم از نرم افزار اداری بسیار کارامد و در دسترسی جون آفیس استفاده ببریم؟

  18. آیا الزامات کیفی مربوطه را می شناسیم ؟

  19. آیا روسای بخش ها و ادارات به شفاف سازی اعتقاد دارند؟

  20. آموزش مستمر پرسنل در کجای کار است؟

  21. از اهرم های تشویق چگونه استفاده می شود؟

  22. آیا از رشد پرسنل نگرانیم !!!!؟ آیا ورود نیروی قوی تر از خود را نقطه قوت می دانیم؟

  23. صبر و تحمل و پذیرش انتقاد در چه حد است؟

  24. آیا بلدیم از مخالف خود در راستای اهداف بخش تحت مدیریت خود  کار بگیریم؟

  25. آیا به فرایند ها مسلط هستیم؟

  26. نگاه اقتصادی به امور تا چه حد است؟

  27. بهره وری چیست ؟

  28. ورودی های بخش کدامند ؟ ایا انها را تحت کنترل و پایش داریم ؟

  29. خروجی های ما کدامند ؟ آیا آنها را تحت کنترل و پایش داریم؟

  30. ایا روسای بخش ها و ادارات کلاس آموزشی مدیریت را  گذرانده اند؟

  31. تعیین اولویت ها و برنامه ریزی بر اساس انها چه جایگاهی در سیستم مدیریت ما دارد ؟

  32. آیا بانک اطلاعاتی منابع را تهیه نموده ایم و از ان سود می بریم؟

  33. آیا بانک اطلاعاتی نیاز هایمان وجود دارد ؟

     و... ده ها سوال دیگر.

صرف نظر از این که مخاطب محترم چه پاسخی به سوال های مختلف داده است. بنده اعتقاد دارم اگر تنها به بخشی از موارد 33  گانه فوق عنایت داشته باشیم و آنها را رعایت نماییم وضعیت کمی و کیفی تولیدات و خدمات بخش ها و ادارات مختلف ، حد اقل 30 درصد بهتر از وضعیت حال خواهد بود . این یک شعار نیست و امری تمرین شده است و مصادیق آن قابل ارائه است.

متاسفانه در برخی  مواقع به دلیل عدم تسلط و آگاهی مدیران ارشد ، مدیران پایه و میانی  با فرا فکنی ، از پذیرش مسئولیت سر باز زده و موضوع و مسئول مافوق را به بی راهه برده اند و عوامل مشکلات را در خارج از مجموعه خود نشان داده اند. حال اینکه واقعیت چیز دیگری بوده است.

تا صحبت از برنامه و زمان بندی و کیفیت می شود . می گویند زیر ساخت نیست ! منابع محدود است ! پشتیبانی کم است !

غافل از نقش خود به عنوان مدیر و مسئول. بار دیگر لازم است به دقت به سوال های فوق توجه شود . اگر مدیری در محضر خدا ، و در محضر حدود 75 میلیون نفر ایرانی که به عنوان کار مند از طرف ایشان استخدام شده است تا در این قسمت خدمت کند و همچنین در محضر وجدان خود ، خود را لایق پست مدیریتی نمی داند . کنار برود. نمی گوییم مانند ژاپنی ها و کره ای ها خود کشی نماید ! . تنها کنار برود و مسئولیت را به فرد شایسته تر خود بسپارد و در کنار ایشان در اموری دیگر به خدمت ادامه دهد. شایسته است مدیران ارشد نیز ضمن توجه به موارد مذکور فردی را به عنوان مسئول انتخاب نمایند که تا حدی قدرت و توانایی مدیریت ( به مفهوم جامع ) را داشته باشد. بی شک اگر این تحول در مدیران بخش ها و ادارات رخ دهد وضعیت موسسه به طور معنی داری با همین امکانات و منابع و شرایط تغییر خواهد یافت. به امید آنروز.

در مقاله دیگری چند روش عملی در راستای ارتقاء مدیریت ( درسطح مدیران پایه و میانی ) در موسسه رازی ارائه خواهد شد.

/ 0 نظر / 26 بازدید