و باز هم پنتاوالان

در زمان دکتر دلیمی مجددا این موضوع مطرح شد و کمیته ای به نام کمیته پنتا والان تشکیل شد. در همان زمان صحبتهایی با یک متخصصص مشهور جهانی در موسسه NVI به نام هنرکسن انجام شد و حتی قرار بود که ایشان برای ارزیابی موضوع به موسسه دعوت شود ولی به دلیل همکاریهای ضعیف برخی مسئولین این ایده عملی نشد. پیش بینی شده بود که اگر هنریکسن به ایرانمی آمد و انتقال تکنولوژی به شکلی که صحبت شده بود انجام می شد درآمد موسسه در همان سال اول بالغ بر 12 میلیارد تومان می شد و همه هزینه ها جبران می شد. از دست دادن این قرارداد هنوز هم به عنوان یکی از خسارتهای جبران ناپذیر و فرصتهای طلایی از دست رفته در تاریخ موسسه تلقی می شود .

در همان سالها موسسه تصمیم گرفت خودش در مسیر تولید واکسن Hib  گام بردارد. دو گروه در دو مجموعه جدا از هم و از دو مسیر علمی جدا در این خصوص مشغول کار شدند . یکی آقای دکتر اسماعیلی و دیگری خانم دکتر مژگانی. در همان زمان صحبتهایی بود که پاستور نیز در این خصوص در حال انجام تلاشهایی است و البته در یکی از بیمارستانهای کشور تعدادی سوش وحشی مننگوکوک از بیماران جدا شده بود. با توافقهایی که صورت گرفت این سوشها به موسسه منتقل شد و دانشگاه ایارن هم حاضر به همکاری در خصوص ساخت این واکسن به صورت مشترک بود و خوب به خاطر دارم که در این خصوص مذاکراتی نیز انجام شد ولی به توافق نامه ای منتهی نشد ولی موسسه کار خودش را در این خصوص جدی تر از گذشته آغاز کرد. حمایتهای معاونت پژوهشی از دو پروژه اسماعیلی و مژگانی نسبتا خوب بود تا زمان دکتر قدکچی که سرکار خانم دکتر مژگانی در اقدامی بسیار مهم و با هزینه شخصی به کره سفر کرد و سعی کرد تکنولوزی تولید این واکسن را بیاموزد و خوشبختانه در این مسیر بسیار موفق بود هر چند که علی رغم برخی مساعدتها از سوی دکتر قدکچی، هزینه های این سفر آنچنان که باید و شاید تامین نشد عمده آنها بر دوش خانم دکتر مژگانی افتاد . البته دکتر قدکچی در انجام تدارکات برای اجرایی کردن ایده های مژگانی سعی تمام گذاشت و الحق و انصاف هر چه در توان داشتند گذاشتند تا این پروژه سرعت بگیرد. الان که این مطالب را می نویسم زمان دکتر کهرام است و علی رغم اینکه انتظارمی رفت در این زمان این پروژه سرعت بگیرد به خاطر کارشکنی های بسیار زیاد معاونت فعلی تحقیق وتوسعه جناب آقای دکتر پوربخش و مدیر جوان پژوهش جناب آقای  دکتر نوید پور این پروژه با توقف کامل روبرو شده و کار به جایی رسیده که دیگر نه از تاک نشانی مانده و نه از تاک نشان و اگر دکتر کهرام اقدام عاجلی در نجات این پروژه انجام ندهد همه دستاوردهای به دست آمده نابود خواهد شد.

اختلافات پنهان و دوستی های آشکار رازی و پاستور

یکی از مشکلاتی که معمولا سعی می کنند آن را پنهان کنند ولی واقعا وجود دارد اختلافات رازی و پاستور در خصوص این واکسن است. رازی می گوید پاستور به ما هپاتیت را بدهد تا ما واکسن را پولی والان کنیم و پاستور هم می گوید ساخت واکسنهای انسانی وظیفه ماست و رازی به ما DTP را باید بدهد . این اختلافات هنوز هم وجود دارد و هنوز توافقی صورت نگرفته و لذا اگر قرار است اتفاقی بیفتد باید این اختلاف هم حل شود. البته پاستور خودش هم می داند که واکسن ساز نیست ولی به هر حال پاستور، پاستور است و خودش را مادر رازی می داند هر چند در دلش به توانایی های فرزند خودش ایمان داشته و به آن افتخار می کند.

البته این اختلافات در سطح کارشناسی نیست بلکه معمولا کارشناسان این دو سازمان تعاملات علمی بسیار خوبی دارند. به عنوان مثال چندی قبل آقای دکتر توانگر با مساعدت یکی از اساتید پاستور و راهنمایی علمی او توانست مقداری واکسن هپاتیت را با واکسن DTP رازی که تستهای کنترل کیفی را گذرانده بود فرموله و واکسن تتراوالان را با موفقیت در سطح آزمایشگاهی تولید کند. این واکسن در سه بچ فرموله شد و همه تستهای کنترل کیفی اعم از پوتنسی، ایمنی، Iden و ... را به خوبی گذراند و نتایج در مقایسه با واکسن مشابه خاجی بسیار عالی ارزیابی شد. نکته جالب اینجا بود که نتایج تست واکسن سیاه سرفه ای که مورد استفاده قرار گرفته بود نیز خیلی خوب بود و اشکالی دیده نشد. این یعنی اینکه موسسه رازی علی رغم همه سختی ها در یک قدمی تولید واکسن تتراوالان قرار دارد و اگر فرا مصون دارو واکسن Hib  را به صورت لیوفیلیزه تحویل دهد و واکسن تتراوالان به صورت مایع باشد این دو را می توان در کنار هم ترکیب و عرضه کرد. البته شاید یک بریج استادی یا کلینیکال ترایال هم لازم باشد ولی در کل موسسه رازی از ساخت این واکسن زیاد دور نیست .

مشکل واکسن سیاه سرفه

یکی از مشکلاتی که کمابیش در این میان وجود دارد مشکل سیاه سرفه است که خوشبختانه سپریتور ها با زحمت زیاد وارد و نصب شده  ولی باید تلاش کنیم همه مشکلات باقی مانده را با قاطعیت و سرعت حل کنیم تا از این جهت خیالمان راحت شود.

نقش شرکت برکت

در خصوص نقش شرکت برکت هم بد نیست در اینجا توضیحاتی داده شود. می دانیم که واکسن پنتاوالان فعلی را شرکت برکت وارد کشور کرده است. این شرکت در این فاز واکسن را به صورت محصول نهایی وارد کرده ولی در مرحله بعد سعی دارد آن را به صورت اجزا جدا از هم وارد کند و د ر اینجا فرموله کند و در مرحله بعد نیز سعی دارد خودش به فناوری تولید هر جزء دست یابد. این اطلاعاتی بود که از مجاری مختلف به دست آمد و تصور می شود با توجه به توان انسانی ضعیف این موسسه و نفوذ بالای آن در مجاری تصمیم گیری و از آنجا که سود واردات بسیار بیشتر و غذایش چربتر و لذیذ تر از سود تولید و نان خشکیده تحقیق وتولید است این شرکت نیز سالیان سال در حسرت تولید واقعی این محصول در ایران خواهد ماند و اگر شانسی برای تولید واقعی این محصول در کشور باشد کماکان برای رازی است که در سالیان دراز به یک تکه نان و کاسه ای شیر قناعت کرده و نان بازویش را خورده است.

تغییر در برنامه واکسیناسیون کشوری

نکته آخر تغیییراتی است که در برنامه واکسیناسیون کشوری رخ داده است. در زیر در خصوص این تغییرات توضیح مختصری ارائه می شود

بر اساس قانون جدید واکسن پنج گانه جایگزین واکسنهای فعلی ثلاث (DTP) وهپاتیت ب در سنین 2، 4 و 6 ماهگی در برنامه  واکسیناسیون شده است . به علاوه:

o        دریافت واکسن هپاتیت ب بدو تولد طبق برنامه قبل ادامه خواهد داشت

o        زمان دریافت یادآور واکسن سه گانه (DTP) در 18 ماهگی و 6 سالگی همانند برنامه سابق ادامه خواهد یافت . جدول ذیل جدول بازنگری شده برنامه ایمنسازی کودکان است :

واکسن

برنامه

ب ث ژ ، هپاتیت ب، فلج اطفال خوراکی

بدو تولد

پنج گانه (سه گانه + هپاتیت ب + هموفیلوس انفلوانزا) ، فلج اطفال خوراکی

2، 4 و 6 ماهگی

MMR

12 ماهگی

یادآوراول سه گانه ، یادآور فلج اطفال خوراکی ، MMR

18 ماهگی

یادآور دوم سه گانه،  یادآور فلج اطفال خوراکی

6 سالگی

 

نظر آقای دکتر عباسی رئیس بخش واکسنهای باکتریایی انسانی در باره واکسن پنتاوالان

......کار بر روی واکسن تتراوالان از حدود 2 سال پیش در بخش DTP و بخش فرمولاسیون و بسته بندی انجام گرفت و نتایج آن همگی  رضایت بخش بود چه از طرف کنترل کیفی پاستور و چه از طرف کنترل کیفی موسسه رازی. ولی نکته اساسی که در مورد واکسن پنتاوالان وجود دارد سود سرشاری است که از واردات این واکسن جدید عاید برخیها میشود.بمنظور واردات این واکسن 25 میلیارد تومان هزینه شده و این در حالی است که برای خرید همین مقدار واکسن در داخل کشور یک سوم این مقدار و حتی کمتر پرداخت میشود. لابی واردات واکسن در وزارت بهداشت بسیار قوی است (شرکت مادر تخصصی و برکت و غیره)فقط از واردات واکسن DTP هر سال 10 میلیارد تومان سود عاید اینها میشود و حتی بیشتر. و این در حالی است که اگر نصف این پول را 2 سال پیش به موسسه رازی و پاستور داده بودند الان واکسن پنتاوالان و تتراوالان و DTP داخلی هم در موسسه رازی و هم در پاستور تولید شده بود و همگی ایرانی بود.در حالیکه حرکتهای فعلی بطور جد با اقتصاد مقاومتی تضاد دارد . انشالا خداوند همه ما را خصوصا مدیران ما را براه راست هدایت فرماید.

این بحث باز است و باز خواهد ماند و منتظر  اطلاعات تکمیلی از سوی دیگر دوستان هستیم . به امید خدا

/ 0 نظر / 14 بازدید