آسیب شناسی مدیریت پروژه در موسسه رازی

تعریف مدیریت پروژه و اهمیت آن

امروزه مدیریت پروژه بزار بسیار کارآمدی برای رساندن سازمان از نقطه صفر فعالیتها به نقطه مطلوب در مدت زمان مشخص و با هزینه مشخص تلقی می شود. همه سازمانهای پیشرفته از این ابزرا کارآمد برای اجرای پروژه های خویش استفاده می کنند. طرحهای تحقیقاتی، ساختمانی، فنی، راهسازی ، مطالعاتی و ...همگی با بهره گیری از این ابزار در کوتاهترین زمان ، بهترین کیفیت، بیشترین دقت و مطلوبترین هزینه به سرانجام می رسد و لذا این سازمانها سعی دارند که هر روز بهتر از دیروز و با فن آوریهای بهتر از ابزار مدیریت پروژه استفاده کنند.

طبقه بندی ایرادات وارد به مدیریت پروژه در موسسه رازی

از دیدگاه اسیب شناسی، به طور کلی دو ایراد در موسس رازی در این حوزه به چشم می خورد:

الف) فرایند مدیریت پروژه،

ب‌)    اشکالات وارد بر مدیران پروژه

الف) فرایند مدیریت پروژه

تا آنجا که بنده می دانم برای اجرای پروژه در موسسه، تلاشهای زیادی صورت گرفته تا فرایندی نوشته شود. این تلاشها بخصوص در زمان آقای دکتر اخویزادگان و تقریبا بعد از آغاز پروژه بازسازی سرخک  آغاز شد. نهایتا دستور العمل نسبتا خوبی به نام فرایند یا دستور العمل مدیریت پروژه تهیه شد. دقیقا نمی دانم که آیا این فرایند در بعد اجرایی محک خورد یا خیر ولی هر چه بود به صورت یک فرایند رایج و ساری در موسسه در نیامد. تقریبا هیچ طرح تحقیقاتی در موسسه رازی در این قالب اجرا نشده و در خصوص طرحهای بازسازی یا نوسازی بناهای موسسه  نیز فکر نمی کنم این فرایند چندان مورد استفاده قرار گرفته باشد

ساختار اجرایی: یکی از اشکالاتی که تصور می شود مهمترین مانع بر سر راه اجرای فرایند مدیریت پروژه باشد، ساختار قوانین و مقررات موسسه و له شدن همه چیز زیر چرخهای قوانین موجود است. اینکه نوشتم همه چیز واقعا منظورم همه چیز است. موسسه رازی مجبور به اجرای دقیق قوانین موجود است و این قوانین نیز اکثرا در ضدیت کامل با اجرایی شدن مدیریت پروژه و کند کننده آن هستند. با این قوانین دست مدیران پروژه برای تجهیز سریع کارگاه، تهیه منابع اولیه در کوتاهترین زمان، اجرای تکنیکهایی مثل Just In Time ، پاداش دهی به پرسنل فعال و تنبیه خاطیان، تنظیم سرعت اجرای پروژه و ... تا حد زیادی بسته می شود. واقعا اگر قرار است یک مدیر پروژه بتواند در کوتاهترین زمان ممکن به هدف برسد باید ابزارهای لازم و حمایتهای قانونی لازم نیز از او صورت گیرد و تغییراتی در قوانین موجود صورت گیرد و یا اینکه حد اقل تفسیر مناسبتری از این قوانین صورت گیرد تا راههای بسته باز شوند.

نرم افزار: ما در بعد بهره گیری از نرم افزار های مدیریت پروژه نیز در موسسه مشکل داریم. بسیاری از ما حتی نام نرم افزارهایی که به ما کمک می کند، تکنیکهای مدیرتی پروژه و ... را نمی دانیم. معروفترین تکنیکی که اغلب نام آن را شنیده ایم تکنیک گانت چارت است که حتی این تکنیک را هم به صورت ناقص مورد استفاده قرار می دهیم. همچنین آخرین دوره های آموزشی که در این خصوص در موسسه برگزار شد مربوط به قبل از سال 1385 است. اگر قرار است مدیران ما از این علم استفاده کنند باید در این خصوص آموزشهای جدیدی صورت گیرد و اطلاعات ما بروز شود. همچنین باید اطاق مدیریت پروژه در موسسه راه اندازی و چند کارمند حرفه ای و دارای تحصیلات آکادمیک که کاملا به این علم آشنا هستند در آن مشغول به کار شوند.  

 ب) مدیران پروژه: مهمترین اشکال ما مدیران پروژه در موسسه این است که مدیر پروژه نیستیم. بنده خود شخصا سالها پیش در پروژه سرخک به عنوان مدیر پروژه مشغول به کار شدم ولی واقعا نداشتن تحصیلات آکادمیک در این حوزه آزار دهنده بود.این سوزن را به خودم زدم تا تیغی در پیکر دیگر همکاران عزیزم در این حوزه وارد کنم!!!بنده یک پزشک بودم و علم این کار را نداشتم. دوستان دیگر بنده نیز یا کارشناس برق هستند یا مهندس ساختمان یا ....حداکثر دانش من در این حوزه چند دوره ریز و درشت در مدیریت پروژه بود و بهره گیری از چند فن محدود . دوستان دیگر بنده نیز در همین سطح هستند و البته شاید کمی بالاتر  ولی مهم این است که در این حوزه صاحب تخصص نیستیم. ما فکر می کنیم این موضوع یک کار ساده و پیش پا افتاده است در حالیکه وقتی عمیقتر به این موضوع نگاه می کنیم می فهمیم که با یک فن آوری عظیم با مجموعه ای تکنیکهای پیچیده روبرو هستیم. همین دست کم گرفتن این موضوع است که ما را چنین بدبخت کرده که نتوانیم در دو دهه اخیر بر  روی سه پروژه دست بگذاریم و با افتخار بگوییم که ما اینها را در زمان از پیش تعیین شده اجرا کردیم. دست کم گرفتن دیگر حوزه های علم و بی احترامی به تحصیلات آکادمیک و مدد نجستن از اهل فن به ما خسارات زیادی وارد کرده و اگر قرار است در موضوع مدیریت پروژه فقط یک قدم بر داریم آن قدم به نظر بنده، استفاده از چند متخصص در این حوزه است. خوشبختانه ریاست محترم موسسه اخیرا افرادی را به عنوان مشاور استخدام کرده اند لذا خیلی خوب است که یک کارشناس ورزیده در حوزه مدیریت پروژه که اشنا به ریزه کاریهای تکنیکی این موضوع باشد و از فن آوریهای روز نیز آگاه باشد را نیز جذب نمایند.

خواست مدیریت ارشد: مدیران ارشد باید به اجرای پروژه ها در زمان معین حساس باشند. اگر آنها هر روزه از روند اجرای پروژه ها آگاه شوند و مشکلات مدیران پروژه را بدانند خودبخود موانع پیش پای آنها را بر می دارند و سرعت کار بیشتر می شود. مدیران ارشد باید بخواهند که مدیریت پروژه در موسسه مستقر  و  اجرا شود.

 

فکر می کنم آنچه بنده نوشتم برای شروع بحث کافی باشد. در بخش نظرات یکی از دوستان عزیز مطلب مرتبطی را نوشته بود که آن را در اینجا ذکر می کنم و با این مقدمه از دوستان عزیز نیز دعوت می کنم نظرات خود را بنویسند. شاید با این نوشته ها به یک جمع بندی خوب برسیم.

....این حرف ها به جایی نخواهد رسید. چون هنوز هم که هنوزه با این همه تجربه برای خیلی ها مشکل اصلی عدم موفقیت پروژه در رازی شناخته شده نیست. به نظر بند ترکیبی از عوامل زیر به ترتیب اهمیت موجب عدم اجرای موفق پروژه های مهندسی است. 1- سوء مدیریت روسای وقت موسسه رازی 2- حاکم بودن تفکر منفعت طلبی شخصی امیخته به خیانت در زیر پوستین متخصص ظاهری ولی خائن واقعی و با قدرت لابی قوی که نگذاشت در سالیان اخیر( حدود 20 سال ) واقعیت های فنی برای دیگران به ویژه مدیران روشن شود و حتی با آن تفکر رشد و تعالی متخصصین زحمت کش که دارای فکر وایده و تخصص و صلاحیت بودند نیز گرفته شد. جالب است که این تفکر نگاه تیز بین دستگاه های نظارتی را هم کور کرد. همین تفکر بود که مهندس راهی را که شاید اولین مدیر فنی موسسه بود که این جریان فکری را خوب می شناخت و می خواست تا به طور سیستماتیک ریشه آن را بخشکاند در زیر سایه نا آگاهی مدیریت جدید موسسه از خط خارج نمود .   2- عدم اولویت بندی پروژه ها با توجه به ظرفیت های موسسه ( بهره برداری - اداری - مالی - فنی و مهندسی ) 3- سیاه و سفید دیدن برخی معاونین در خصوص موضوعات کیفی. و...

نظرات آقای مهندس راهی( مدیر  فنی قبلی موسسه)

آقای دکتر جای بسی تشکر است به مبحث خوبی وارد شده اید و اما نظر بنده :  با وجودی که ضعف های اشاره شده در مقاله را وارد می دانم اما مشکل اصلی را در هیچ یک از آنها نمی دانم ! بنده بجای بیان عوامل و مشکلات پیشنهاداتی دارم که به شرح ذیل می باشند. 1- احیای اداره ( غیر مصوب ) مطالعات و توسعه مهندسی با توجه به شرح وظایف نوشته شده. که یکی از عمده ترین وظایف قید شده در آن  مدیریت سیستماتیک پروژه ها می باشد. 2- استقلال این اداره از نظر سازمانی با بخش های تعمیر و نگهداری . 3- هدف گذاری بلند مدت در خصوص پروژه های مهندسی موسسه رازی و برنامه ریزی بر اساس انها. 4- راه اندازی سیستم کنترل و پایش مستمر پروژه ها و قرارداد ها 5- انتخاب مدیران پروژه بر اساس شرح وظایف مدیر پروژه ( 6- هر مدیر پروژه فقط بایستی یک پروژه را هندل نماید. 7- مدیر پروژه از بین روسای بخش های فنی و یا دیگر مسئولین  انتخاب نشود. بلکه از بین افراد شایسته و توانمند و کار امد انتخاب شوند. 8- طبق فرمول تعریف شده موجود حق و حقوق مدیر پرداخت شود. 9-هر پروژه تیم کارشناسی خود را داشته باشد. این تیم بعضا می تواند مشترک باشد. 10- اولویت بندی پروژه ها ی مهندسی با توجه....اگر می خواهند مشکل پروژه ها در موسسه رازی حل شود: 1- پروژه را به فرد شایسته بدهند 2- حق مدیر پروژه را خوب بپردازند . 3- به هر نفر یک پروژه بدهند و بس ! نه اینکه یک رییس بخش فنی چندین پروژه داشته باشد و هیچ کدام به نتیجه نرسد و بخش هم بخش نشود و فرصت ها بسوزند و ... 4- همه پروژه ها با نرم افزار مدیریت شود و گان چارت داشته باشد. 5- اگر پروژه اهمیت ندارد و اصلا بهره بهره بردار آن را نمی خواهد اصلا تعریف نشود. 6- در حین اجرا تغییرات اساسی  در آن اعمال نشود. 7-پروژه با توجه به ظرفیت سازمان اولویت بندی شوند. و هر ساله با توجه به ظرفیت های به وجود آمده پروژه تعریف گردد. 8- ساختار هدایت پروژه ها استقلال بخشیده و اختیارات کافی به آن بدهند. ( مستقیما زیر نظر رییس موسسه هدایت شوند ) و یک مسئول با اختیارت کافی در راس آن قرار گیرد. 9- مهمتر از همه ریاست موسسه نظارت عالیه بر پروزه ها داشته باشند. 10- با تعریف ساختار و سیستمی مناسب از پتانسیل های بیرون از موسسه ( مدیر پروژه - متخصص - کارشناس - مشاور و ... ) به خوبی استفاده شود. 11- پیمانها و قرارداد ها به طور مستمر پایش شوند 12- مستند سازی اساس کار ها شود. و...

 

 

 

/ 0 نظر / 51 بازدید