بودجه ریزی شفاف، دعوت سرنوشت ساز، دستهایی که قطع شد

به نظر من اگر جناب دکتر جبار نیا با توجه به سابقه مدیریتی خوب خود در حوزه های اداری و پشتیبانی این خلا برنامه ریزی را پرکند و موسسه دارای یک داشبورد کنترل و مدیریت پروژه ها( آنچنان که در سازمانهای بزرگ دیده می شود) شود اقدام بسیار مهمی است

علی ایحال در چنین فضایی از ابهام، مدیریت پشتیبانی سنت شکنی کرد و برای نخستین بار ، در چند روز پی در پی با حضور جمع کثیری از معاونان و مدیران ارشد موسسه و شعب اقدام به بودجه ریزی برای طرحهای تملک دارایی و عمرانی  نمود. این اقدام گام مهمی به سمت شفافیت ، لااقل نزد مدیران ارشد موسسه  است. این سلسله جلسات سبب آشنایی همه مدیران ارشد موسسه با اقدامات موسسه در بخشها و شعب مختلف اعم از اقدامات تشخیصی، تحقیقی و تولیدی شد.

یک نکته مهم در این میان حضور کمرنگ معاونت تحقیق و توسعه موسسه بود. موسسه رازی هم اکنون در حال پوست اندازی است و اخیرا تعداد قابل توجهی از اعضای هیئت علمی مراکز تحقیقات استانها را به خود جذب کرده و فاتحه مراکز فوق خوانده شده است. مدیریت این نیروهای جدید نیازی به زیر ساختهای تحقیقاتی ندارد؟ بنده فقط در یکی از جلسات شرکت کردم. در یک مورد هم از مشهد طرح آزمایشگاه ملی شتر که سالها بر روی آن کار شده است مطرح شد ولی دکتر ن که به عنوان نماینده دکتر پ در جلسه حضور داشت با بی میلی با آن برخورد کرد و این ایده کماکان معلق ماند. باقی آن جلسه هم فقط به طرحهای تولیدی و کنترل کیفی و پروژه های عمرانی موسسه اختصاص داشت و از پژوهش خبری نبود.

این اقدام در نوع خود کم نظیر است و باید روند شفاف سازی را جدی گرفت و بر آن پافشاری کرد. ابهام و عدم شفافیت، ریشه های فساد در هر سازمانی هستند و باید بیشترین تلاشهای موسسه برای خشکاندن این ریشه ها مبذول گردد.

 

اوضاع نابسامان معاونت تحقیق و توسعه

موسسه رازی سالیانه میزبان دهها دانشجوی نخبه کشور است که از طریق آزمونهای سراسری جذب می شوند. زیر ساختهای موجود برای مدیریت دانشجویی در موسسه بسیار ضعیف و از ضعیفترین دانشگاههای کشور هم پایین تر است. همین الان اگر کسی در سایت موسسه بگردد جایی را نمی یابد که دانشجویان از آن طریق انتخاب واحد و مشاهده ریز نمرات خود را انجام دهند. دانشجویانی که به موسسه می ایند بهترینهای این رشته ها هستند و چیزی که آنها را به اینجا کشانده شهرت تاریخی و علمی موسسه است و از قضا اغلب دانشجویان فوق لیسانس موفق به قبولی در دوره های دکتر شده اند ولی متاسفانه زیر ساختهای حمایتی، رفاهی، الکترونیک و آموزشی موسسه خیلی کم است. خیلی جا داشت که در خصوص این موضوع در پروژه های سال جاری پیش بینی های بهتری می شد.

و اما در خصوص تصویب طرحهای پژوهشی...یکی از روسای بخشها چند روز قبل می گفت سراسر سال 93 حتی یک پروژه هم برای ما تصویب نشد ولی اخیرا یک پروژه تصویب شده است. ظاهرا معاونت تحقیقاتی همه انرژی خودش را برای توقف طرحها و تخریب زیرساختهای پژوهشی موسسه مصرف کرده و اصلا تعارفی هم نداشته ، مخفی هم نمی کند و به ان هم افتخار می کند و اصلا هم خودش را پاسخگو نمی داند. قاطبه اعضای هیئت علمی  و محققین موسسه از برخوردهای توهین آمیز دکتر پ و بی اعتنایی های مغرورانه دکتر ن  شاکی هستند. جناب دکتر ن که تخصص عقرب شناسی و انگل شناسی دارد ، پست مدیریت بیوتکنولوژی را اشغال کرده و آنقدر برخوردهای توهین آمیز و دور از شان صورت گرفت تا جناب دکتر میرجلیلی که در حوزه بیوتکنولوژی از افراد سرآمد موسسه بود عطای موسسه را به لقایش بخشیده و تقریبا از موسسه رفته است به نحوی  که به ندرت در موسسه دیده می شود. سرکار خانم مژگانی که ماهها و سالها در خصوص کونژوگاسیون واکسن پنتاوالان تحقیق می کرد نیز به زور مجبور به مهاجرت به بخش توبرکولین شد تا در یک زمینه جدید فعالیت کند.

بی سابقه ترین مهاجرت نخبگان در سازمان تات

در خصوص وضعیت اسفناک بخش دامپزشکی مراکز تحقیقات استانها و اجبار محققین آن به مهاجرت هم بهتر است چیزی نگوییم. به نظر می رسد برای کسانی که زیر این مصوبه را امضا کردند( اعم از مسئولین موسسه رازی و سازمان تات) هیچ فرقی بین یک هیئت علمی و یک ابزار و انبردست وجود نداشته است. این اتفاق، اوج نگاه ابزاری به نخبگان و بی سابقه ترین مهاجرت نخبگان در تاریخ سازمان تات و موسسه رازی تلقی می شود. کل افرادی که مشمول این موضوع هستند 41 نفر بودند که عده ای قبول نکردند اینکار را انجام دهند و فقط 16 نفر برای اینکار انتخاب شدند. از این تعداد هم فقط چند نفر تاکنون به موسسه وارد شده اند و مابقی تقریبا به حالت بلاتکلیف در مراکز خود رها شده اند ولی بخش دامپزشکی استانها تقریبا منحل شده و دیگر نمی توان روی آن حساب کرد. شک نکنید که محققینی که در مقصدهای تعیین شده مستقر شوند در اوج بی انگیزگی و مشکلات خانوادگی و روحی خواهند بود و از سوی دیگر موسسه دستهای خود برای انجام تحقیقات در دورترین نقاط کشور را قطع کرده است. اگر کسی بگوید سازمان دامپزشکی من بعد زحمت تهیه نمونه ها و ارسال آن به بخشهای مادر در موسسه را در قالب طرحهای استانی خواهد کشید یعنی او اصلا خبر ندارد که چقدر سازمان دامپزشکی در این زمینه ضعیف و کم کار است. با این اوصاف احتمالا باید فاتحه طرحهای استانی را هم بخوانیم. ماهها قبل یکبار در باره روند مخربی که در حوزه تحقیقات در جریان است مطالبی را گفتم ولی ایشان به شدت از دکتر پوربخش دفاع کردند. در جلسه عمومی هم مطالبی گفته شد ولی کسی گوشش بدهکار نیست. اتفاقات رخ داده در حوزه پژوهش، نقطه سیاه دوران مدیریت جناب آقای دکتر کهرام تلقی می شود. این را الان نوشتم تا کسی نگوید میرافضلی وقتی مدیری عوض می شود پشت سرش انتقاد می کند و در زمان خودش شجاعت انتقاد ندارد.

جلسه سرنوشت ساز

نوبت دوم مجمع عمومی شرکت تعاونی تولیدی توزیعی رازی در روز شنبه 6/4/1394 برگزار می شود. بازرس محترم شرکت جناب آقای معین زاده ضمن اعلام این موضوع از کلیه سهامدارن محترم دعوت کرد در این جلسه شرکت نمایند

تیم هیئت مدیره فعلی تعاونی در سالهای گذشته موفقیتهای اقتصادی خوبی را برای سهامداران به ارمغان آوردند ولی برخی سرسختیها و لجاجتها و تصمیمات غلط از سوی این تیم و همچنین مدیریت موسسه سبب شد تا قرارداد پرسود توزیع واکسنهای موسسه از دست برود و سود امسال خیلی کم باشد. فکر می کنم در سابقه این تعاونی چنین شکستی وجود نداشته و باید فکری به حال سرمایه های پرسنل موسسه بشود. متاسفانه همه زور این تعاونی در سالهای اخیر عمدتا بر روی خرید و توزیع واکسنها متمرکز بوده و اصلا پیش بینی نشده بود که اگر روزی روزگاری این قرارداد کنسل شود چه باید کرد؟  امیدواریم در جلسه آتی ، ترکیب هیئت مدیر از اعضایی انتخاب شود که برای حل این مشکل دارای راه حلهای خوبی باشند.

/ 0 نظر / 34 بازدید